کنسرت همایون شجریان تمدید شد


محسن نعمتی
شب چهارشنبه اول اردیبهشتماه هشتاد و نه، وقتی برای دیدن برنامهی کنسرت همایون و علی قمصری و گروه حصار به سالن میلاد وارد شدم در ابتدا شور و هیجانی از حقشناسی و تشویق باشندگان را شاهد بودم که در پاسخ به آن هر چه میکردم باز ناتوان بودم. لحظهای آرام گرفتیم تا با ورود هنرمندان جوان رقص رنگینکمان صداها و چهچههها آغاز شود.
نظم سالن خوب بود و صدابرداری از همیشه بهتر بود. گروه همنوازان حصار، جوانان برخاسته از اصالت فرهنگ خانوادههای موسیقی ایران با سرپرستی و آهنگسازی علی قمصری در کنار همایون از برخی دیوارهها و حصارهای دست و پا گیر سنتهای کهن گذشته، ضمن احترام و فراگیری و حفظ نژادگی هنر آوا و نوای برخاسته از فکر و دست و پنجه و حنجره و دلهای سازندگان و حافظان نغمات، مقامها و ردیفها و آهنگهای زندگی مردمان هر گله از سرزمین پهناور و کهن ایرانزمین، ندای انباشته در اندیشه و دلهای معصومانهی خود را، بهگونهای دیگر از عرف گروهنوازیهای شناختهشدهی صدسالهی اخیر که هر کدام در زمان خود تحسینبرانگیز و دلنشین بودهاند، با واژهها (موتیفها) و نغمات و رنگینکمان صداهای زیر و بم و ریتمهای پر شور و حال برخاسته از دل علی قمصری را به گوش جان رساندند.
شنونده در این شب میباید چهار تا چشم و گوش دیگر از کنار دستی خود قرض میگرفت تا ببیند و بشنود این جوانان پرانگیزه چه فتنهای بهپا کردهاند. پنجاه سال است که در موسیقی حرفهای در کنار اساتید و هنرمندان بزرگ و صاحب سبک و آفرینش بودهام. از آنها آموختم و نیز ارائه و تدریس کردم، با دیگر موسیقیهای پیشرفتهی ملل کم و بیش آشنا بوده و بهدقت گوش کردهام، از کلاسیک تا جاز و پاپ ماندگار گرفته تا موسیقیهایی که هر چند سال یکبار از درون جوامع برمیخیزد و فروکش میکند را شنیدهام، اما اندیشهی ریتمیک آهنگینی بدینگونه که ثانیههای زودگذر را متوقف کند و هر ثانیه بیش از ده صدای هماهنگ در پیوند با واژههای دلنشین و ریتمهای ترکیبی و پیچیده را بیافریند تا بهحال ندیدهام، منظورم سرعت در نوازندگی نیست بل در زمانی زودگذر پیوند هنرمندانه و منطقی صداهای یک واژه از جملگان بر آمده از اندیشهی علی قمصری است، که با تردستی نوازندگان پرشور و جوانش همچون چکاچک شمشیرهای آهنگین سرداران جوان، گاه میجنگد و گاه نغمهی همنوایی سرمیدهد و گاه چون آواز عاشقانهی مرغان کوچک و بزرگ جنگلهای سرسبز که با نغمه دلبری و دلدادگی جفت خود را به میهمانی زندگی میخوانند بهگوش جان میرسید.
اینهمه برخاسته از شهامت جوانانی است که در شرایط مناسب، بار درون خود را آزاد میکنند و شور و شادی میبخشند. هر بار که شاهد شهامت هنرمندانهی هنرمندی خلاق بودهام دیدهام که چگونه دلهای زمانه تسخیر او شده و با او زندگی کردهاند، نمونهی آشکارش استاد حسین علیزاده است که آغازگر راهی در آهنگسازی و همنوازی شد که هنرمندان بعد از او این جرئت و شهامت را پیش رو دارند و موفقیت او را همچنان شاهدند.
علی قمصری بهشکلی گاه نه چندان دور و گاه متفاوت و مخصوص خود، صداهای زیر و بم و هماهنگ را به بازی هنرمندانه میگیرد و چون آبشاری بر دل شنونده میریزد. شهامتش از حد گذشته و گستاخانه صداها را مجبور به همزیستی مسالمتآمیز میکند. از طرز کارش پیداست که امکانات سازها و نوازندگان را بهخوبی میشناسد. تکتک نوازندگان جوان، سامان صمیمی، نگار خارکن، نوشین پاسدار، عربشاهی، مصباح قمصری، رضایینیا، نصیری و آئین مشکاتیان همگی در صحنه خوش درخشیدند و بههنگام توان و استعداد همنوازی و همنوایی خود را نشان دادند. سهراب پورناظری شهامت و استعداد فوقالعادهای در نوازندگی و هماهنگی از خود نشان داد. علی قمصری خود چیرهدست و مسلط ساز را در اسارت خود داشت و صحنه را بهخوبی اداره میکرد.
چنین قطعات سریع و پیچیده را در استودیو بهراحتی میتوان با چند بار تکرار ضبط کرد؛ اما برای صحنه جرئت و اعتماد به نفس و تمرینات فشرده را طلب میکند که همگی داشتند. همایون نشان داد که فرزند خلف نغمه و آواز است و ریتمها هر قدر ترکیبی و پیچیده باشند بهراحتی از عهده بر میآید و با استفاده از تکنیک خود تحسین و تشویق همگان را بر میانگیزد. در آن شب، این جوانان پر استعداد کاری کردند که هر بینندهای بهپا میخاست و با کف زدنها و فریاد شادی سالن را روی سر خود میگذاشتند.
در چهرهی علی قمصری بهخوبی دیده میشد پدیدهای است پرانگیزه که میتواند صحنههای بینالمللی را تسخیر کرده و شگفتی بیافریند. در همین جا با ذکر نکتهای معترضه به پدران و مادران و مسئولان امور بسنده میکنم. که توان و استعداد جوانان را باور کنیم. انباشت این نیروهای پرانگیزه و هدف را ناروا داشته، راه آزاد شدن و به هدف رسیدن آنها را فراهم کنیم. ما در همهی زمینههای اجتماعی، از ریاضی و فیزیک و صنعت و هنر گرفته تا پزشکی و ورزش و فرهنگ و ... فراوان نیروهای انباشته در درون جوانان داریم که باید راه آزاد شدن مفید این نیروها را دریابیم و برنامهریزی کنیم تا بهشکل شایستهای در جهت تعالی زندگی آیندهی مردم به پیش رود و آرامش اجتماعی به بار آورد. و الا انباشت و فشردگی آن به انفجاری تبدیل شده که جز ویرانی، پریشانی جامعه و پشیمانی حاصلی به بار نخواهد آورد.
یک از صدها سخن این بود و ما گفتیم.
محسن نعمتی
در این دعوت استاد و همراهان پس از بازدید از مکان پارلمان در میهمانی نهار که به مناسبت این دیدار برپا شده بود شرکت کردند.
به سرپرستی و آهنگسازی : نوید توسلی
و آواز : حسین بهاربین
همنوازان :
تار : آرش عزیزی - پوریا محمد نژاد
سنتور : پدرام جوادزاده - نوید توسلی
کمانچه : حمیدرضا آفریده
بم تار : مسعود پاد
تنبک : ستار خطابی
محسن نعمتی
استاد شجریان در آخرین مصاحبه زنده خود گفت :
از این به بعد دولت نمیتواند مملکت را اداره کند ,
فقط میتواند کنترل کند
فکر کنم احتیاجی نداشته باشه که چیز دیگری بنویسم و این یک جمله
استاد محمدرضا شجریان تمام حرف رو زد .
واقعا میگم که افتخار می کنم تو رشته ای تحصیل می کنم که چنین استاد وطن پرستی وجود داره.
استاد همه از تو حمایت می کنیم ....
شعر : زبان آتش
تفنگت را زمین بگذارکه من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجارتفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهنمن اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کنندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-تو ای با دوستی دشمن.زبان آتش و آهنزبان خشم و خونریزی ستزبان قهر چنگیزی ستبیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شایدفروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروارتفنگت را زمین بگذارتفنگت را زمین بگذار تا از جسم تواین دیو انسان کش برون آید.تو از آیین انسانی چه می دانی؟اگر جان را خدا داده ستچرا باید تو بستانی؟چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر رابه خاک و خون بغلطانی؟گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جوییو حق با توستولی حق را -برادر جان-به زور این زبان نافهم آتشبارنباید جست...اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدارتفنگت را زمین بگذار...
لینک آخرین اثر استاد محمدرضا شجریان به نام (( زبان آتش )) با شعری از فریدون مشیری و تنظیم مجید درخشانی :
محسن نعمتی
آموزشگاه موسیقی طریقت از سال 74 به مدیریت عبدالله طریقت در منطقه سعادت آباد شروع به فعالیت نمود .این آموزشگاه از سالهای آغازین تاسیس خود قریب به 15 دوره جشنواره هنرجویی در سطح تهران و جزیره کیش برگزار نموده است که با استقبال بینظیر هنردوستان و علاقمندان مواجه شده است.
در تاریخ 7 خرداد 89 ساعت 16:00 فرهنگسرای هنر ( ارسباران ) ارکسترمجلسی آموزشگاه موسیقی طریقت به سرپرستی و آهنگسازی امیرحسین طریقت به اجرای برنامه خواهد پرداخت .
به همین منظور سخنی خواهیم داشت با آقای امیرحسین طریقت
-آقای طریقت لطفا مختصری در مورد گروه بفرمایید؟
با سلام خدمت شما و خوانندگان محترم.ارکستر مجلسی طریقت که همگی از هنرجویان مستعد و جوان آموزشگاه موسیقی طریقت می باشند از سال 88 فعالیت خود را آغاز نموده .این ارکستر شامل پیانو.ویلن.تار.سه تار .سنتور .دف .تمبک ضرب زورخانه .دمام .آواز و همخوان می باشد که پس از تمرینات مستمر و جدی خود از مهرماه سال 88 تا کنون در
خرداد ماه سال جاری به روی صحنه خواهد رفت
-هدف از تاسیس این ارکستر چیست ؟
آموزشگاه موسیقی طریقت هرساله و در پایان هردوره برای هنرجویان نمونه خود جشنواره ای را برگزار می نمایدو هنرجویان بصورت گروهی و یا تکنوازی به اجرای برنامه می پردازند .که معمولا در این جشنواره ها قطعات قدیمی و تصانیف بصورت اونیسون اجرا می شود.بهمین منظور به جهت پیشبرد سطح علمی و آگاهی هنرجویان و بالابردن اعتماد به نفس آنها و کم کردن استرس و ترس از صحنه ,سال گذشته بهمراه دیگر اساتید ,پس از آزمونهای متعددی که از هنرجویان گرفته شد ,تعداد 25 نفر از بهترین هنرجویان مورد تایید قرار گرفته شد و تمرینات آنها در مهرماه سال 88 آغاز شدوهمانطور که که قبلا نیز گفتم تنها هدف از تاسیس این ارکستر پیشبرد سطح علمی و همچنین بالا رفتن اعتماد به نفس آنها بود تا بتوانند خود را باور کنند که بعنوان یکسری نوازنده حرفه ای کنسرت مستقل خود را برگزار می نمایند.و همین امر باعث می شود تا اعضای گروه علاوه بر این ارکستر جذب دیگر گروهها نیز خواهند شد.
-در مورد قطعات اجرایی لطفا توضیحاتی بفرمایید؟
قطعات اجرایی از ساخته های خودم و برادرانم (علی و محمد) می باشد.همچنین تصنیف شدخزان و قطعه به زندان با تنظیم جدید نیز در این برنامه اجرا خواهد شد
درپایان اگر سخنی دارید بفرمایید
جا دارد اینجا از تک تک بچه ها بخاطر همدلی شان تشکر و فدردانی کنم همچنین از برادر عزیزم میلاد که با پیانوی زیبایش مارا همراهی می کند و از شما دوست عزیز بخاطر زحماتی که برای ححفظ و اعتلای موسیقی می کشید کمال تشکر را دارم .
كیومرث ملك مطیعی درگذشت
كیومرث ملك مطیعی، هنرمند پیشكسوت سینما تاتر و تلویزیون ساعاتی پیش درگذشت.
به گزارش ایلنا، ملك مطیعی كه مدتها از بیماری ضعف اعصاب پا درد و استخوان درد رنج می برد ظهر امروز در بیمارستان دكتر شریعتی در سن 74 سالگی درگذشت.
كیومرث ملك مطیعی سال 1315 در بندرانزلی متولد شد. بازی در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازی در سینما را از سال 1350 در فیلمی به كارگردانی محمد متوسلانی» شروع به كار كرد. ملك مطیعی در طی بیش از 40 سال فعالیت هنری و در بیش از 47 فیلم سینمای حضور داشت. ملك مطیعی كه تخصص اصلیاش در بازیگری فیلمهای كمدی بود؛ با كار گردانهایی همچون شاپور قریب، شاهین باباپور و سیدمسعود اطیابی همكاری كرده است. اما آنچه كه باعث محبوبیت فوقالعاده ملك مطیعی شد؛ حضور در مجموعههای تلویزیونی شب هزار و یكم، زیر آسمان شهر و مدرسه ما بوده است.
كارنامه بازیگری ملك مطیعی به این شرح است: حلقه های ازدواج (۱۳۸۸)، گل بارون (۱۳۸۸)، پسر آدم، دختر حوا (۱۳۸۷)، پوست موز (۱۳۸۷)، صبح روز هفتم (۱۳۸۷)، كلانتری غیرانتفاعی (۱۳۸۷)، خروس جنگی (تلخ و شیرین) (۱۳۸۶)، قاعده بازی (۱۳۸۵)، عروس فراری (۱۳۸۳)، فردا روز دیگری است (۱۳۷۴)، الو!الو! من جوجوام (۱۳۷۳)، دیدار (۱۳۷۳)، آوای دریا (۱۳۶۹)، ترن (۱۳۶۶)، جنگلبان (۱۳۶۶)، سرزمین آرزوها (۱۳۶۶)، بگذار زندگی كنم (۱۳۶۵)، معما (۱۳۶۵)، میهمانی خصوصی (۱۳۶۵)، تفنگ شكسته (۱۳۶۴)، راه دوم (۱۳۶۳)، مردی كه زیاد می دانست (۱۳۶۳)، بازجویی یك جنایت (۱۳۶۲)، شیلات (۱۳۶۲)، مرگ سفید (۱۳۶۲)، سفیر (۱۳۶۱)، برنج خونین (۱۳۶۰)، پیكرتراش ـ از عوج تا اوج (۱۳۶۰)، جاده (۱۳۶۰)، دست شیطان (۱۳۶۰)، سرباز اسلام (۱۳۵۹)، طلوع انفجار (۱۳۵۹)، فریاد مجاهد (۱۳۵۸)، سایه های بلند باد (۱۳۵۷)، سرخپوستها (۱۳۵۷)، نفس بریده (1357)، صبح خاكستر (۱۳۵۶)، طوطی (۱۳۵۶)، فریاد زیر آب (۱۳۵۶)، فریاد عشق (۱۳۵۶)، كلاغ (۱۳۵۶)، ماهی ها در خاك می میرند (۱۳۵۶)، شهر شراب (۱۳۵۵) .
من همین جا به دختر ایشون خانوم کتایون ملک مطیعی که نوازنده سنتور هستند و پسران ایشون تسلیت بگم
--------------------------------------------
رضا کرم رضایی در گذشت
به گزارش خبرگزاری ایلنا به نقل از افسانه کرم رضایی، فرزند این بازیگر سینما و تلویزیون، آقای کرم رضایی به دلیل عفونت ریه ۲۵ روز در بیمارستان مهر تهران بستری بود.
رضا کرم رضایی متولد ۱۳۱۶ در سنقرآباد کرمانشاه بود و نزدیک به ۵۰ سال سابقه کار هنری سینما، تلویزیون و تئاتر داشت.
او در سال ۱۳۳۸ از هنرستان هنرپیشگی تهران و در سال ۱۳۴۶ از انستیتو فیلم و تلویزیون و تئاتر دانشگاه مونیخ آلمان فارغ التحصیل شد.
پیکر رضا کرم رضایی روز سه شنبه ساعت ۹ صبح از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان در بهشت زهرای تهران تشییع خواهد شد.
فیلم شناسی کرم رضایی(به عنوان بازیگر):
۱ - مجنون لیلی (۱۳۸۶)۲ - ملودی (۱۳۸۶)۳ - سالاد فصل (۱۳۸۳)۴ - مسافر ری (۱۳۷۹)
۵ - فصل پنجم (۱۳۷۵)۶ - آقای شانس (۱۳۷۳)۷ - در کمال خونسردی (۱۳۷۳)
۸ - دیوانه وار (۱۳۷۳)۹ - می خواهم زنده بمانم (۱۳۷۳)۱۰ - نیش (۱۳۷۳)۱۱ - سهراب تا سهراب (قطب مخوف) (۱۳۷۲)۱۲ - از بلور خون (۱۳۷۱)۱۳ - رابطه پنهانی (۱۳۷۱)۱۴ - آواز تهران (۱۳۷۰)۱۵ - ایلیا، نقاش جوان (۱۳۷۰)۱۶ - دندان طلا (۱۳۷۰)۱۷ - نرگس (۱۳۷۰)
۱۸ - رانده شده (۱۳۶۸)۱۹ - آخرین لحظه (۱۳۶۷)۲۰ - شاخه های بید (۱۳۶۷)۲۱ - گرفتار (۱۳۶۶)
۲۲ - محکومین (۱۳۶۶)۲۳ - طغیان (۱۳۶۴)۲۴ - جنجال بزرگ (۱۳۶۳)۲۵ - بنفشه زار (۱۳۶۲)
۲۶ - زخمه (۱۳۶۲)۲۷ - قرنطینه (۱۳۶۱)۲۸ - اعدامی (۱۳۵۹)۲۹ - عبور از مرز شب (۱۳۵۷)
۳۰ - مشت مرد (۱۳۵۷)۳۱ - جمعه (۱۳۵۶)۳۲ - در شهر خبری نیست (۱۳۵۶)۳۳ - همکلاس (۱۳۵۶)۳۴ - پسرک (۱۳۵۵)۳۵ - رابطه جوانی (۱۳۵۵)۳۶ - ماه عسل (۱۳۵۵)
۳۷ - میهمان (۱۳۵۵)۳۸ - بابا خالدار (۱۳۵۴)۳۹ - کندو (۱۳۵۴)۴۰ - نازنین (۱۳۵۴)
۴۱ - همسفر (۱۳۵۴)۴۲ - غبار نشینها (۱۳۵۳)۴۳ - علی کنکوری (۱۳۵۲)۴۴ - تجاوز (۱۳۵۱)
۴۵ - تولدت مبارک (۱۳۵۱)۴۶ - حسن سیاه (۱۳۵۱)۴۷ - خواستگار (۱۳۵۱)۴۸ - محلل (۱۳۵۰)
--------------------------------------------
محمود بنفشه خواه درگذشت
محمود بنفشهخواه، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در نخستین ساعات چهارشنبه 18 فروردینماه به دیار باقی شتافت.
به گزارش خبرآنلاین، این بازیگر که مدتی بود از بیماری رنج میبرد، ساعت چهار صبح امروز چهارشنبه به دلیل ایست قلبی در منزل خود از دنیا رفت. مراسم تشییع این هنرمند ساعت 9:30 شنبه 21 فروردینماه از مقابل خانه سینما برگزار میشود.
بنفشهخواه در آخرین تجربه سینمایی خود در فیلم «پسر آدم، دختر حوا» ساخته رامبد جوان حضور داشت و علاوه برآن در فیلمهایی مانند «پوست موز»، «تاکسی نارنجی»، «شام عروسی»، «ازدواج صورتی»، «تیک»، «آب و آتش»، «سگکشی»،«مسافر ری»، «مدرسه پیرمردها» و .... نیز به ایفای نقش پرداخت.
این بازیگر سریال «پرانتز باز» و «سرزمین کهن» را در نوبت پخش دارد و در کارهای تلویزیونی چون «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق»، «روزگار قریب»، «سرنخ» ایفای نقش کرد و مجموعه «عبور از پاییز» از آخرین کارهای پخش شده او بود که رمضان 88 روی آنتن رفت.
بنفشهخواه سال 1321 در تهران به دنیا آمد. او فعالیت هنری خود را از سال 1352 و با بازی در نمایشنامه «در اعماق» به کارگردانی مهین اسکویی آغاز کرد. بنفشهخواه دارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم حسابداری بود و گذراندن دوره دو ساله هنرکده آناهیتا و حضور در تئاتر از دیگر کارهای هنری او بود.
عجب سالی شد دوباره موج فوت شدن اساتید هنر این مملکت شروع شده امیدوارم دیگه چنین اتفاقاتی رو نبینیم در امسال.....
بزرگان موسیقی سنتی ایران
محسن نعمتی
محسن نعمتی




محسن نعمتی





محسن نعمتی
اخبار موسیقی ایران_ کنسرت همایون شجریان به همراه گروه همنوازان حصار به مدت دو روز تمدید شد. |
|
|
علی قمصری ضمن بیان این مطلب افزود: «روزهای پنجشنبه و جمعه دوم و سوم اردیبهشتماه در ساعت 20 در تالار اندیشهی هنری، دو اجرا برگزار میشود.» قمصری ادامه داد: «این دو اجرا به لحاظ تعداد قطعات و نوازندگان هیچ تفاوتی با کنسرتهایی که در برج میلاد در روزهای سیام و سیویکم برگزار میشود، ندارد.» به گفتهی وی زمان پیشفروش بلیتها بزودی اعلام میشود و قیمت بلیتها نیز قطعا با برج میلاد متفاوت خواهد بود. محسن نعمتی | |

محسن نعمتی
محسن نعمتی

از زبان خود هایده:
تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام
من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم
نمیدونم
چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به مسافرت اروپا بیایم و فکر حادثه
ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری ای تصادفی چیزی باعث شود که من
برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من
تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم.
به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.
7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من در اون ساعت و اون لحظه چه بود.
ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم.
در
سال های پس از انقلاب، میان 1360 و 1368 و شاید به سبب ترانه های غمیادانه
(نوستالژیک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بیرون از
ایران افزوده می شد، هر چند که در خود ایران نامش حتی از فهرست کتاب های
مرجع زدوده شده بود.
از همین روی برای یافتن زندگینامه دقیق او سر در
هر منبع موسیقائی فرو بردیم که در این سال های اخیر تعدادشان نیز زیاد شده
است. چیز دندان گیری نصیب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پیش از خوانندگی
اش را در این منابع نیافتیم، ولی در همه آن ها به "تحقیر" و تکرار آمده که
نام اصلی اش "سکینه دده بالا" بوده است. گویی نام می تواند تعیین کننده
کیفیت صدای او بشود!
هایده از سال 1345 فراگیری موسیقی و آوازخوانی
را نزد موسیقیدان معروف علی تجویدی آغاز کرد. تجویدی در میان آهنگسازان
ایرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده،
پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده
است. یا خودشان به راه دیگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و یا "رنود" آنها
را از او به غنیمت گرفته اند. هایده به گمان از آخرین کشفیات درخشان
تجویدی باشد. شانسی که هایده آورده، این بوده که تجویدی آهنگ تازه ای را
در "مخالف سه گاه" و در پیوند با شعری برانگیزاننده از "رهی معیری" آماده
اجرا داشته است. این ترانه با زیر و بالاهایی که دارد، معرف دقیقی برای
صدای گسترده و پر توان هایده شده و صدای هایده نیز متقابلا ترانه "تجویدی
- معیری" را تاثیر بیشتر بخشیده است.
متن این ترانه که "آزاده" نام
دارد، آخرین کار موسیقائی " رهی معیری" است که در تب بیماری آن را سروده و
کمتر در یک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.
ترانه آزاده با صدای هایده، آهنگ از علی تجویدی با شعر رهی معیری
تجویدی
خود در یک گفتگوی رادیویی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی
پس از آن که نیمی از ترانه را ساخنه، بیمار شده و بر اساس حالاتی که به
خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقیه را با سوز و حال بیشتری تمام کرده است.
ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چیزی که برایش باقی مانده بود، می نازیده است به آزادگی:
- "یارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرین/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونین مگیر/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."
تجویدی
در گفتگویی که با او داشتم گفت: "آزاده را هیچ خواننده دیگری نمی توانست
چون هایده با چنین وسعت صدایی بخواند ... هایده با خواندن این ترانه و چند
ترانه دیگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی
ایجاد کند و تاثیرات تازه ای در موسیقی سنتی به وجود بیاورد..."
راه دیگر
هایده،
اگرچه در سالهای پیش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بیشترین زمان و
توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بیشتر به سود و زیان می اندیشد
تا به ارزشها. تجویدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می
کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عین حال گناه
این انحراف را پیش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می
بیند:
"جامعه بود که این ها را به سوی کاباره می کشانید... من در
شوراهای موسیقی می گفتم که حقوق این ها را زیاد کنید تا احتیاج به رفتن به
کاباره نداشته باشند... ولی نکردند این کار را... حقوق بسیار کمی مثلا 500
تومان به خواننده می دادند، در حالی که همین خواننده وقتی به کاباره می
رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غیر از این را
اجازه نمی داد..."
صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است
هایده،
پس از آزاده، چند ترانه دیگر نیز از تجویدی خواند و بعد سر و کارش به
کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسیقی به اصطلاح "مردمی"، نزدیکتر شد.
محمد حیدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشیروان روحانی آهنگسازان
دیگری بودند که صدای رسای هایده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند.
همان قدر که این ها در راه "مردمی" شدن به هایده یاری رسانیدند، او نیز با
صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!
مهاجرت به "شهر
فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را دیگر یکسره کرد. مهاجران مخاطب
موسیقی آن قدر خسته و شکسته بودند که دیگر به ارزشها نمی اندیشند و تنها
"تفریح و سرگرمی" می خواستند. سرمایه نیز در جایی به کار می افتاد که
مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنین تنیده از "تفریح و تجارت" موسیقی
معروف به "لس آنجلسی" به دنیا آمد و بیشتر خوانندگان مهاجر از جمله هایده
را نیز به خدمت خود درآورد.
این حرف، بدان معنا نیست که در ترانه
های غربتی هایده هیچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول باید
به جنس صدای ناب و کمیاب او اندیشید که در همه بازمانده هایش یکسان مانده
است، در این دنیای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!
هایده
در این هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در
ایران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پریسا" و "هنگامه اخوان" پیدا نمی کرد
که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن
که به دامنشان، پیرایه ابتذال نبسته اند!
صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است.
هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.
نقل از بی بی سی
مصاحبه با آقای مهدی ذکایی سردبیر مجله جوانان در امریکا در رابطه با هایده
"خانم
هایده ابتدا اومده بود لندن. مدتی بعد از انقلاب اونجا زندگی کرد و کار
کرد و بعد اومد آمریکا و اینجا فعالیتش رو شروع کرد. هایده شبی که در
سانفرانسیسکو روی صحنه بود درگذشت. بعد از کنسرت بلافاصله دچار حمله قلبی
شد و فردای آن روز در گذشت. من فکر کنم اون موقعی که این اتفاق براش افتاد
هایده در بهترین موقعیت خوانندگی بود و هیچ کس در برابرش نبود."
"
و اون موقع یادمه که تمام آلبوم ها وآهنگاش گل کرده بود و روی صحنه هم
موفق بود. هایده وقتی فوت کرد که در اوج بود. وقتی که رفت ، مردم خیلی
خیلی متاثر شدن. براش با شکوه ترین مراسم خاکسپاری و هفت و یادبود رو
برگزار کردن که در تمام سالهای اخیر چنین مراسمی برای کسی انجام نشد و جای
هایده همیشه خالیه وصدا وآهنگاش همیشه موندنیه."
مهستی در غربت ، جهان را وداع گفت
مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ - درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶) خواننده درگذشته موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی هایده است.
مهستی نام اصلی اش افتخار دده بالا بود.
مهستی کار خود را در برنامه معروف گل های رنگارنگ رادیو ملی ایران با آهنگ "آنکه دلم را برده خدایا" آغاز کرد.
استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.
در دهه چهل پخش آوازهای نخستین او در مجموعه گلهای رنگارنگ از رادیو ملی ایران، اعتبار هنری وی شد و او یکی از خوانندگان محبوب مردم گردید و سپس راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم هنر خوانندگی باز کرد.
گفته می شود که هایده، خواهر مهستی، کار خود را یک سال پس از او آغاز کرد.

در طول 35 سال کار خوانندگی، مهستی آهنگ های ماندگار بسیاری اجرا کرد.
تاثیر مهستی در موسیقی سنتی ایران با ارزش و بخشی از سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود.
پس از انقلاب، به بریتانیا رفت و بعد از چند سال بالاخره به آمریکا مهاجرت کرد.

در سال 2005 آکادمی جهانی هنر، ادبیات و نیز رسانه های بسیاری برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایران از هنر او تقدیر به عمل آوردند.

او در (بهمن ماه) ماه مارچ 2..7 اعلام کرد
که از چهار سال پیش به بیماری سرطان پیشرفته مبتلا است
و غفلت در درمان آن، سبب وخامت حال وی شده است
و از ایرانیان خواست تا در برابر عوامل سرطان زا و نشانه های آن هوشیارباشند.
ابتلای مهستی به بیماری سرطان هنگامی منتشر شد
که او در ایام نوروز به دلیل شدت بیماری اش نتوانست روی صحنه کنسرت در دوبی ظاهر شود
و توسط دخترش که از لندن به دوبی آمده بود به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل گردید.
"مهستی" خواننده ایرانی روز دوشنبه 25 ژوئن سن 61 سالگی در کمال ناباوری از میان ما رفت.
از وی حدود 35 آلبوم موسیقی از جمله : هوای یار، آشفته، مسافر و گل امید و.....و همیشه سبز و ازخدا خواسته به یادگار باقی مانده است.




آلبوم از خدا خواسته کاری بسیار زیا از همکاری شادمهر و مهستی بود که بسیار مورد توجه جوانان کشور قرار گرفت





برای دیدن تو چشم می کند گدایی،به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی
پروانه امیرافشاری در 1323در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند میباشد. پدر ایشان مالک 150 شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شدمحسن نعمتی
زندگی نامه استاد سید محمد بهجت تیریزی
سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او میتوان به (علی ای همای رحمت) و (آمدی جانم به قربانت) به فارسی و (حیدر بابایه سلام) (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران (روز ملی شعر) نامگذاری شدهاست.

زندگی : شهریار به سال 1285
در روستای خشگناب در بخش قرهچمن آذربایجان ایران در اطراف تبریز متولد
شد. پدرش حاج میر آقا خشگنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان
سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به
تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا 1303) و
پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک
دکتری (به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر) ترک تحصیل کرد
(زاهدی 1337، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت و به سال 1315
در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه
تبریز وی را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان استاد افتخاری
دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷،
شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن، از جمله روح الله خمینی
و سید علی خامنهای و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی (انتشار پس از مرگ
شهریار)سرود.
شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان
مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرا
در تبریز دفن شد.
شهریار دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.
عشق و شعر

گفته میشود، شهریار سال آخر رشته پزشکی
بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر
پیدا میشود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم
میگیرند که دختر خود را به خواستگار مرفهتر بدهند. این شکست عشقی بر
شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته
پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در
بیمارستان میشود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر میرسد و همراه شوهرش
به عیادت محمد در بیمارستان میرود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان
شعری را که دو بیت آن در زیر آمده است، در بستر میسراید. این شعر بعد ها
با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتادهام از پا چرا
...
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می شود به صورت جدی به شعر روی می آورد و منظومه های زیادی را می سراید. وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملکالشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذری، جز آثار ماندگار این زبانهاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهمترین آثار ادبی ترکی آذری شناخته میشود.
شعرها و کتاب ها
حیدر بابایه سلام، شعر ترکی
کلیات محمد حسین شهریار، مجموعه اشعار به زبان فارسی
شعر معروفی که در بالا اشاره شد(آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ) در ادامه مطلب قرار داده شده.
محسن نعمتی
اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه خواننده افسانه ای در سال 1926 در تهران بدنیا آمد. پدرومادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز ، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص اورا تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی میکرد بانو مرضیه در مصاحبه ای که با او داشتیم درباره خود می گفت : درزمانی که خانواده های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدرمن با وجودیکه یک فرد روحانی بود مراتشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتیکه من آغازبه خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه ای میداشت و هم دانش کلاسیک موسیقی. و هم چنین یک صدای خوب . در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای اورا تائید میکردند و همچنین تئوری موسیقی راباید بخوبی میدانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم"مرضیه در سال 1942 (1322 شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد ( تئاتر باربد) درنقش شیرین بازی کرد .این نمایش 37 شب روی صحنه بود. که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و. با استقبال زیاد مردم مواجه شد مرضیه بسرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامه ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود 1000 آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود. بالاتر از موفقیت هایش در خوانندگی و موسیقی . او داری کیفیت های تحسین برانگیزدیگری است که مهمتر از همه شجاعت و پشتکار درخشان او در نوآوری بود . در زمانیکه خوانندگی به عنوان یک سرگرمی ویا شغلی نه چندان افتخارآمیز تلقی میشد و بخصوص زنها در خانه ها محبوس شده حق هیچگونه ابراز وجودی نداشتند به عنوان یک زن جوان او خوانندگی را بطور جدی و به عنوان یک کار تحصصی و غرورآفرین درسطح بالایی از نظر فرهنگی انتخاب کرد. تا جایی که کارستزگ او در هنر پارسی و با وجود همه اختلافات فرهنگی وزبانی اقوام ایرانی به زودی شناخته شد و او به عنوان یک سمبل یا اسطوره در موسیقی ایرانی توسط همه افراد ایرانی با هر فرهنگ و زبانی پذیرفته شد و بصورت یک گنج فرهنگی در آمد.
نوشته شده توسط محسن نعمتی
محسن نعمتی
آیا
ما مفهوم واقعی موسیقی را می شناسیم؟کدامیک را می پسندیم و کدام یک از
انواع آن برای ما گویا تر است ومی توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم؟
متاسفانه
بعضی از واژه ها همیشه و به صورت دقیق گویای معانی و مفاهیم ظریف واقعی
نیستند و به همین علت بیشترین کوشش فرزانگان و سخن سنجان همواره انتقال
صحیح مفاهیم ظریف و شکننده ای است که در میان این گونه واژه ها وجود
دارد.بنا بر این با استفاده از اصل "دلالت لفظ برمعنا" می توان حالت و صفت
و به طور کلی ویژگی های ظاهری یک موجود "دال" را بر وجود دیگری به نام
"مدلول" مشخص نمود که در بدو امر مشاهده و احساس نمی شود؛ به این معنی که
با دیدن یک واژه "ذهن"ما به تصور "مفهوم"آن پرداخته و آن را مجسم می
کند."تصورذهنی"انسان از واژه ی "موسیقی"نظیر صورتی است که در آینه منعکس
می شود با این تفاوت که آینه "فعل پذیر محض" است ولی ذهن فعالیت دارد و
متناسب با تخیلات نیازها سلیقه ها و خلاقیت ها و آگاهی صاحب آن " در تصور"
خود تصرف کرده است وازآن شکل و صورت جدیدی را متجلی می سازد.."|تصور"به
اعتبار کمیت از نطر جز یا اجزا تشکیل دهنده آن سه گونه است.الف: تصور جزیی
ب: تصور اضافی ج- تصورکلی.
تصور جزیی شامل یک مورد معین است که مفهوم
آن مستقل بوده و ربطی به مورد دیگر ندارد مانند واژه "تار" و واژه "سه
گاه" در موسیقی تصور اضافی شامل بیش از یک مورد است مانند "سازهای مضرابی"
که می تواند شامل تار-سنتور-سه تار-گیتارو غیره باشد "تصور کلی" آن است که
برای تعدادی زیادی از واژه ها در نطر گرفته می شود مانند واژه "ساز" در
موقعیتی که شاکل نمام آلات موسیقی است .
"کلیت" نیز به نوبه خود به "جنس"،" نوع"، "فصل"، "عرض خاص" و عرض عام تقسیم می شود.
جنس
تصوری است که به موجودات مختلف الحقیقه دلالت دارد مانند هنر که نقاشی،
نمایش، ادبیات، سینما شعر و موسیقی را در بر دارد "نوع" به موجودات متفق
الحقیقه دلالت دارد مانند انواع موسیقی چینی، ژاپنی ایرانی ،ملی، اصیل
،محلی، بومی که همه از انواع مختلف موسیقی هستند.
"فصل" وجه یاوجوه
تمایزی است بین افراد یک نوع مانند تمایز بین موسیقی ایرانی و فرانسوی و
موسیقی علمی و عامیانه. عرض خاص که وجه تمایزی است بین یک جزء از اجزاء یک
نوع با کل آن مانند گوشه که یکی از اجزا ردیف در موسیقی ایران است.
عرض
عام صفتی است مشترک میان افراد یک نوع مانند موسیقی محلی ،مقامی،عامیانه و
سنتی که در موسیقی ایرانی صفت مشترک آن ها ایرانی بودن است.
البته این
صفات در موسیقی کشور ما یا ملت های مختلف نیز صادق است به این معنی که
کشور های دیگر نیز به نوبه خود موسیقی ملی ، محلی، مقامی ، عامیانه مخصوص
به خود را دارند مانند موسیقی ملی ،محلی و مقامی کشور مجارستان.
از
آنجا که ملت عبارت است ازمجموعه افراد یک کشور و ملیت شامل مجموعه صفات
وخصائص افراد یک کشور است می توان گفت که موسیقی ملی مجموعه ای است شامل
کلیه زیر مجموعه هایی که اجزا آن به شکار می روند و چون در این مورد در
کشور ها و ملت های دیگر نیز صادق است بنا بر این می توان گفت " موسیقی ملی
ایران" مجموعه ای است متشکل از زیر مجموعه هایی مانند موسیقی سنتی
،پاپ،اصیل،محلی یا فولکلوریک عامیانه شهری ،موسیقی روز عامه پسند بومی ،
جدی و بازاری وغیره.
محسن نعمتی
پوئم سمفونیک (Poeme Symphonique) آهنگی است که برای ارکستر سمفونیک و معمولاً در یک موومان ساخته می شود و در آن آهنگساز از ایده ای ماورای موسیقی و معمولاً شاعرانه الهام می گیرد.
پوئم سمفونیک نوعی از «موسیقی های برنامه ای*» است که در نیمه دوم قرن نوزدهم به تکامل رسید. این موسیقی موضوعی را بیان می کند که قصد روایت آن را دارد و در حالیکه فرم موسیقایی ویژه ای را در نظر ندارد، برای رسیدن به انسجام دراماتیک قوی تر، می تواند در مسیر طرح هایی مانند سونات، تم واریاسیون یا لایت موتیف قرار گیرد و به این ترتیب با استفاده از بسط و گسترش ارکستر و امکانات دیگر آن، ارزش سمفونیک پیدا کند.
پوئم سمفونیک در اواسط قرن نوزدهم به وسیله "فرانتس لیست" به شکل واقعی خود درآمد ولی در بعضی از سمفونی های "هایدن" مانند صبح، ظهر، عصر که در حدود سال 1761 و سمفونی "پاستورال بتهوون" که در حدود سال 1808 و اورتور هبریدها اثر "مندلسون" که در حدود 1830 تصنیف شده اند قطعاتی از این نوع می توان یافت. هکتور برلیوز یکی از آهنگسازان برجسته است که با «سمفونی های برنامه ای» خود "سمفونی فانتاستیک" ( 1830 ) "هارولد در ایتالیا" ( 1836 ) و رومئو ژولیت ( 1839 ) قدم بزرگی در این راه برداشته است این سمفونی های برلیوز سازبندی مخصوص به خود با حالت دراماتیک دارد. "فرانتس لیست" ( 1886-1811 ) نخستین آهنگسازی است که عنوان «پوئم سمفونیک» را به کار برد و اصول و قواعد، این نوع موسیقی را پایه ریزی کرد و تعداد سیزده اثر با این فورم از خود به یادگار گذاشت که دوازده تای آن را بین سال های 1849 تا 1858 و سیزدهمی را در سال 1882 تصنیف کرد . از این سیزده قطعه "پرلودها" از همه معروف تر و برجسته تر می باشند بعد از او "ریشارد واگنر" ( 1949 – 1864 ) در این راه به فعالیت پرداخت و آن را به اوج خود رسانید.
آهنگسازان فرانسوی در نیمه قرن نوزدهم تا اوائل قرن بیستم در این زمینه آثاری تصنیف کرده اند که از آن جمله "رقص اموات" ( 1874 ) اثر "سن سان" ، "شکارچی نفرین شده" ( 1882 ) اثر "سزار فرانک" ، "شاگرد جادوگر" ( 1897 ) اثر "پل دوکا" ، "دریا" اثر "کلود دبوسی"(1905) از همین نوع به شمار می روند . از میان آهنگسازان روسی "شبی برفراز کوه سنگی" ( 1867 ) اثر "موسورگسکی"، "در بیابان های آسیای مرکزی" ( 1880) اثر "بورودین"، "شهرزاد" ( 1888) اثر "کرساکف" ، "مانفرد" ( 1885) اثر چایکوفسکی ، منظومه جذبه ( 1907) و "پرومته" ( 1910) اثر "اسکریابین" و همچنین "میهن من" ( 79-1874) اثر اسمتانا موسیقی دان چک و فنلاندیا (1900) و تاپیولا (1926) اثر سیبلیوس آهنگساز فنلاندی و در میان آثار قرن بیستم "شب دگرگون" (1899) و "پلئاس و ملیزاند" (1903) اثر «آرنولد شونبرگ» آهنگساز اتریشی نیز از این نوع موسیقی هستند. * سمفونی های برنامه ای یا program music به موسیقی هایی اطلاق می شود که بر اساس داستان، شعر و یا قصه ای ساخته و همراه با شعر و داستان اجرا شود. این سمفونی های برنامه ای می توانند در قالب های مختلفی چون اپرا و باله اجرا شوند.
|
او با آهنگسازان و هنرمندان زیادی از جمله فریدون شهبازيان، محمدرضا لطفي، حسین عليزاده و پرویز مشكاتيان همکاری داشته است.
نوشته شده توسط محسن نعمتی
|
![]() |


|
|
|
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
محسن نعمتی
ملک محمد مسعودی در بهمن ماه 1331در شهرستان بروجن از توابع استان چهار محال وبختیاری دیده به جهان گشود

وی تحصیلات ابتدایی را در همان شهر ومتوسطه را در اصفهان به اتمام رسانید سپس وارد دانشسرای عالی تربیت معلم گردیدودر رشته زبان انگلیسی فارغ التحصیل شد وی مجددا به دانشگاه رفت ودر رشته مهندسی بهداشت فارغ التحصیل شد مدتی افتخار شارگردی استاد عالیقدر تاج اصفهانی را داشته است واز محضر استادانی نظیر علی خان ساغری و حسن کسایی .استاد نعمت ستوده کسب موسیقی کرده است وپس از مدتی به تهران می رود ودر مکتب شادروان استاد اسماعیل مهرتاش به تکمیل آموخته های خود می پردازد وماندگار ترین اثر این هنرمند "مندیر" می باشد.اخیرا هم آلبوم زیبایی بنام دزپارت که با پسرش هم خوانی کرده است را به بازار ارائه کرده که آلبوم بسیار زیبایی میباشد. منبع مطالب : ایران الد
دانلود آهنگهای ملک محمد مسعودی :
دانلود آلبوم مندیر (انتظار) ۴ آهنگ از ۱۱ اهنگ :
۱-قطعه بدون کلام لاله سر (لینک کمکی) ۵- تصنیف گلم ای ۹- آواز دشتستانی
۲- آوار یار یار (لینک کمکی) ۶- تصنیف بدون کلام مرجنگه ۱۰- تصنیف لاله سر
۳- قطعه سوار بازی (لینک کمکی) ۷- آواز خون گروی خون گریه ۱۱- قطعه بدون کلام سوار بازی
۴- آواز محلی بختیاری (لینک کمکی) ۸- تصنیف داینی
محسن نعمتی
سید حسام الدین سراج در سال 1337 در شهر اصفهان در خانواده ای صاحب ذوق دیده به جهان گشود. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . ایشان بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استاد جلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن کسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود. در چنین محیطی جوانه های عشق و علاقه به شعر و موسیقی در جان و دل وی شکوفا شد .
سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است . در برخی از آثار که باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است .تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراک هنرها دارد که بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است . منبع مطالب : وبسایت رسمی سید حسام الدین سراج
دانلود آهنگهای حسام الدین سراج :
دانلود آلبوم بوی بهشت (۳ از ۶ آهنگ) :
۱- سرو خرامان (لینک کمکی) ۳- نغمه مهر (لینک کمکی) ۵- حافظ خلوت نشین ۷- میخانه
۲- شور مستی (لینک کمکی) ۴- بوی بهشت ۶- جامه دران
محسن نعمتی
بهمن علاءالدین که قبل از انقلاب در رادیو و تلویزیون اهواز می خواند اما پس از انقلاب فعالیت هنری او با نام جدیدش "مسعود بختیاری" ادامه یافت در سال 1319 در منطقه عشایری لالی که از توابع مسجد سلیمان می باشد به دنیا آمد و پس از آنکه 25 سال آخر عمرش از بیماریهای مختلف جسمانی زجر می کشید در شامگاه پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۸۵ در اثر سکته قلبی در خانه اش در کرج درگذشت و در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

بهمن علاءالدین ترانههای محلی و گاهی اسطورهای سرزمین بختیاریها را به گویش خودشان میخواند.ترانههای او٬ روایت زندگی مردم ایلات بود٬ زندگی٬ عشق٬ جنگ و حماسه. بعد از انقلاب او کنسرت های متعددی برگزار کرد ولی در واقع محبوبیت از آهنگی شروع شد که قبل از انقلاب در رادیو می خواند با نام"دختر لچک ریالی".
- زندگینامه کامل و آثار مسعود بختیاری
دانلود آهنگهای مسعود بختیاری :
دانلود آلبوم برافتو (۳ آهنگ از ۷ آهنگ)
۱- برزگری ( لینک کمکی ) ۲- گل ناز ( لینک کمکی ) ۳- برافتو (لینک کمکی)
محسن نعمتی
ناصر مسعودی معروف به بلبل گیلان خواننده خوب و قدیمی گیلان می باشد که آثار ماندگاری هم از خود به جا گذاشته است. خوشحالم که در این پست وبلاگ از این خواننده گیلکی مطلب قرار می دهم.
سایت ویکی پدیا ناصر مسعودی را اینگونه معرفی می کند:" ناصر مسعودی مشهور به بلبل گیلان، قدیمی ترین خواننده اشعار گیلکی معاصر است که از او آثار ماندگاری چون: میرزا کوچکخان (چقدر جنگلا خوسی)، کوراشیم، بنفشه گل و... تا کنون منتشر شدهاست. و در سال ۱۳۱۴ در محله صیقلان رشت متولد شد. او کوچکترین فرزند خانوادهاست. در ۳ سالگی پدر خود را از دست داد و همراه خانواده و سه خواهر و سه برادر خود به گذر سوخته تکیه کوچه مستوفی نقل مکان کردند. در این ایام خواهر بزرگتر با خیاطی مخارج خانه را تهیه میکرد. و در سال ۱۳۲۸ همراه خانواده به تهران آمد و توانست در خدمت استاد علی اکبر خان شهنازی به عنوان شاگرد پذیرفته شود. او سپس در سال ۱۳۳۴ به گیلان بازگشت و در رشته تئاتر به فعالیت پرداخت و همزمان با آغاز بکار رادیو گیلان در سال ۱۳۳۶ به رادیو آمد به عنوان یکی از نخستین خوانندگان در این رادیو به اجرای برنامه پرداخت.در سال ۱۳۳۹ او توسط یکی از دوستان خانوادگی به استاد احمد عبادی و خانم ملوک ضرابی معرفی شد و این آشنایی به عنوان یکی از مهمترین اتفاقات زندگی او بشمار میرود و تاثیر بسیاری در زندگی او گذاشت.او در سال ۱۳۴۲ با دختری گیلکی ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر به نامهای بنفشه و بیتا و یک پسر به نام علی است.
از او در ۵۰ سال فعالیت هنری بیش از ۵۰۰ ترانه بجا مانده که بیش از ۲۰۰ آهنگ فارسی و سنتی ۱۵ برگ سبز و ۱۰ شاخه گل و بیش از ۲۵۰ ترانه محلی گیلک میباشد."
دانلود آهنگهای ناصر مسعودی : - دختر صحرائی
دانلود ۳ آهنگ از آلبوم کراشیم :۱- گل پامچال ۲- نفرین بر مستی ۳- شلمانه کوی
محسن نعمتی
کتاب"ادیب خوانساری،آوای جاویدان در موسیقی ایران"زندگینامه ادیب خوانساری را اینگونه بیان می کند:"اسماعیل ادیب خوانساری در سال ۱۲۸۰ شمسی در خانواده ای روحانی و اهل علم در خوانسار اصفهان به دنیا آمد پدرش محمودابن ابی القاسم الخوانساری از روحانیون خوانسار و از علماء و خوشنویسان معروف زمان خود بود.پدر بر آن بود که فرزند را با مقدمات زبان عربی و فارسی و مبانی فقه و اصول دینی آشنا ساخته وسپس وی را به نجف اشرف
فرستاده تا در کسوت عالمان دین و روحانیون درآید.اسماعیل نوجوان نیز تا
چهارده سالگی کلیه دروس ذکر شده را خواند و چون صدای خوشی داشت،موذنی مسجد پدر را بر عهده گرفت.اسماعیل اشعار شعرا را مخفیانه با آواز خوشش می خواند. نخستین معلم ادیب عالمی روحانی به نام عندلیب گلپایگانی
بود که خطیب، واعظ،اهل منبر و در موسیقی و ادب و حکمت صاحبنظر بود. پدر به
دلایل منع شدید مذهبی آن روزگاران با وی به مخالفت برخاست ولی نمی توانست
مانع عشق شدید فرزند به موسیقی شود.عندلیب مدت ۴ سال ادیب را تعلیم داد تا
جایی که دیگر چیزی نداشت به شاگرد بیاموزد. ادیب در ۱۸ سالگی بر خلاف میل پدر برای انباشتن وجودش از گنجینه های هنر موسیقی،به اصفهان مرکز هنر و موسیقی و آواز عزیمت کرد
در اصفهان به تحصیل ادامه داد و مدت دو سال هر روز به مکتب سید عبدالرحیم ،نامدارترین استاد آواز در مکتب اصفهان رفت و گوشه ها و دستگاههای مکتب آوازی اصفهان را از وی فرا گرفت.قریحه فوق العاده ادیب،استاد را ترغیب نمود تا وی را در سال ۱۳۰۰ ه ش به محضر نایب اسدالله استاد طراز اول نی معرفی کند تا ادیب را باشیوه های مختلف همراهی ساز با آواز و جواب آواز آشنا کند و ردیف های سازی را به وی بیاموزد.
ادیب خوانساری، آخرین بازمانده و یادگار استادانش، سید عبدالرحیم ،طاهرزاده، نایب اسدالله ،حبیب اصفهانی، اسماعیل زاده و درویش در سال ۱۳۶۱ در سن ۸۰ سالگی بدرود حیات گفت.
دانلود آهنگها و آوازهای ادیب خوانساری :
- آواز در سه گاه(با سنتور فرامرز پایور)دانلود ۵ آهنگ از ۲۱ آهنگ مجموعه آثار ۱و۲ ادیب خوانساری:
- آواز اصفهان (تار: موسی معروفی) - ماهور،شکسته(تار: موسی معروفی)
- دشتی،رهاوندی (تار: عبدالحسین شهنازی) - شور (ارکستر طاطایی)
- مخالف چهارگاه (ویولن : حسین یا حقی)
محسن نعمتی
رضا قلی میرزا ظلی از جمله خوانندگان سنتی قدیمی می باشد که یا از او چیزی نشنیده ایم و تا بحال صدای او را نشنید ه ایم و یا کمتر از او چیزی می دانیم و آهنگی از او گوش کردیم
دکتر ساسان سپنتا رضا قلی میرزا ظلی را اینگونه معرفی می کند : "رضا قلی میرزا ظلی در سال ۱۲۸۵ شمسی متولد شد. در کودکی،پدرش درگذشت و زیز نظر برادر بزرگترش علی قلی میرزا پرورش یافت هنگام تحصیل در دوره دوم متوسطه در اداره تلفن استخدام شد و سپس به آموزگاری پرداخت.مدتی هم در مدرسه زرتشتیان تدریس کرد و سرانجام در بانک ملی استخدام شد او از جوانی صدایی خوش داشت و بر حسب اتفاق در رشت با عارف قزوینی آشنا شد. این آشنایی سبب شد تا ضمن بهره مندی از صدای عارف با دستگاههای موسیقی ایرانی نیز آشنا شود. او مدتی هم نزد اقبال آذر تعلیم آواز دید شهرت ظلی در سالهای پیرامون ۱۳۱۰ شمسی بود و به خاطر صدای خوش با چند تن از نوازندگان مشهور آن زمان آشنایی و همکاری هنری پیدا کرد.
ظلی در حدود سال ۱۳۱۶ به بیماری سل ریوی دچار شد و پزشکان او را از خوانندگی منع کردند و بنا به تجویز آنها مدتی به شیراز و همدان رفت. ظلی توصیه پزشکان را گاه نشنیده می گرفت و ناگزیر به خوانندگی می پرداخت در این مدت کنسرتی نیز همراه با تار علی اکبر شهنازی در تهران برگزار کرد. در هنگام جنگ جهانی دوم بر اثر پیشروی بیماری سل جسم او پیش از پیش ضعیف شد و در زمستان ۱۳۲۴ بر اثر سرماخوردگی شدید در بیمارستان بانک ملی در تهران بستری گردید و سرانجام در ۲۳ بهمن ۱۳۲۴ درگذشت.
نوشته شده توسط محسن نعمتی

دکتر ساسان سپنتا زندگینامه طاهرزاده را اینگونه بیان می کند:"سید حسین طاهرزاده فرزند سید طاهر تویسرکانی بود.پدر او از تویسرکان و همدان برای تحصیل در حوزه ی علمیه اصفهان به مدرسه صدر آن شهر رفت. سید حسین در سال ۱۲۶۱ شمسی در اصفهان تولد یافت و از دوران نوجوانی ذر فرصت های مناسب به ویژه در ساحل زاینده رود
به طبع آزمایی در آواز روی آورد و علاقمندانی که گرد او جمع می شدند به
تشویق او می پرداختند.او در سال ۱۲۷۸ به تهران آمد. در آن زمان یکی از
تفریحگاههای مردم به ویژه در روزهای تعطیل،رفتن به شهر ری و زیارت حضرت عبدالعظیم
بود که با گردش در باغها و چمن زارهای آنجا و سوارشدن ماشین دودی(راه آهنی
که در دوره ناصرالدین شاه بین تهران و آن محل دایر شده بود) و صرف کباب و
ماست، روزی را سپری می کردند. در یکی از این گردشها سید حسین
بر حسب معمول آواز می خواندو چند تنی گرد او جمع شده بودند در بین جمع
جوانی که از خانواده صدری اصفهان بود با طاهرزاده آشنا شد و با او مراوده
پیدا کرد. طاهرزاده در منزل این جوان با جهانگیرمیرزا حسام السلطنه آشنا شد.......
طاهرزاده
هیچ گاه خوانندگی آواز را شغل و پیشه خود قرار نداد و در دوران میانسالی و
کهولت فقط در گردهم آیی هایی که چند تن از دوستان هنرمندش شرکت می کردند
به خوانندگی می پرداخت.سید حسین طاهرزاده در شهریور ۱۳۳۴ درگذشت."
دانلود آهنگها و آوازهای سید حسین طاهرزاده :

محسن نعمتی
شد از تو رسوا دل من - اثر ماندگار استاد ایرج
آرزو دارم - اثر خداوندگار آواز ایران؛ ایرج - دستگاه سه گاه
قطعه آواز بسیار شنیدنی از استاد ایرج در دستگاه چهارگاه
آوازی زیبا و دلنشین و ماندگار از سلطان آواز ایران ، ایرج در مایه مخالف سه گاه
تصنیف صدای زنگ اثر خاطره انگیز استاد ایرج
منم که شهره شهرم - آواز : رضا قلی میرزا ظلی - دستگاه : همایون
قطعه از آواز استاد بی نظیر آواز ایران ؛ اکبر گلپا در دستگاه دشتی
تصنیف عشق پاک با صدای آسمانی اکبر گلپا
پیری و معرکه گیری - اجرای خصوصی؛ آواز: شجریان - ویولن: استاد پرویز یاحقی
دل بردی از من به یغما - استاد محمد رضا شجریان - کنسرت سوئیس
قطعه ایی بیاد ماندنی از استاد بابک بیات
موسیقی متن سریال هزار دستان - اثرجاودان استاد مرتضی حنانه
دیگه عاشق شدن فایده نداره - با صدای حزین استاد کورس سرهنگ زاده
موج سرگردان - اثر بیاد ماندنی استاد کورس سرهنگ زاده
آواز آشنا نمی خواهم با صدای جاودان استاد معین
تصنیف بیاد ماندنی ملا محمد جان با صدای بانو پوران
تصنیف شاد و ماندگار امروز و فردا اثر بانو پوران
آوازی در مایه مخالف سه گاه با اجری استاد حسن ستار
قطعه روحوضی نامهربونی اثر هندمند مردمی مرتضی احمدی - اجرا: اواخر دهه 40 شمسی
رسوای زمانه منم - اثر بیاد ماندنی بانو الهه
تو ای پری کجایی - اثر جاودان بانو الهه
قطعه ایی از آواز شنیدنی استاد یونس دردشتی از موسقیدانان یهودی، در مایه بیات ترک
آواز سحرگاهان - بدون موسیقی - اثر استاد قاسم رفعتی در دستگاه سه گاه
قطعه نفرین بر مستی اثر استاد ناصر مسعودی
تصنیف آتش جاویدان با صدای قمرالملوک وزیری ساخته استاد مرتضی خان نی داوود - شعر این تصنیف را می توانید در قسمت زندگینامه قمرالملوک
نوشته شده توسط محسن نعمتی
مرتب سازی بر اساس حرف اول اسم کوچک، چون بعضی از خوانندگان فقط با اسم کوچک شناخته شدهاند.
محسن نعمتی
چون در آن هنگام (پس از سرازیر شدن آریاییان به ایران) در برپا داشتن آیینهای کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمیشد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنانکه بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشتههای آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشتهاست. [۱]
اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» (خنیای باستانی ایرانی) حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از«موسیقی ایران باستان» و یا بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، بندرت استفاده میشود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراطوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوتهائی که ابداع و نواخته شده، میباشند. گفته میشود ابزار موسیقی مانند «باربت»ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته است.
از هیردوتوس نقل است که در دوران امپراطوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشتهاست. او میگوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بودهاست. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.
اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان میباشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاهها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بودهاست. الگو:واقعیت بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه «خنیاً میباشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شدهاست. باربد کبیر که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراطوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام» سلطنتی خسروانی«شناخته میشود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نامهای فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشتهاند، »دستگاههاً از زمانهای باستان زبان به زبان به امروز رسیدهاند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودیها احتمالا بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئلهای غیر اخلاقی میدانستند، از بین رفتهاند.
موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گوئی بوده و اساس آن یک سری از مدلها قیاسی و تن هائی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان («استاد») دارای ارتباط سنتی بودهاند که در قرن بیستم و بموازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاهها و هنرستانها، رو بزوال نهادند.
هر یک فهرست بیش از دویست سری («ردیف») به ملودیهای کوچکتر با نام «گوشه» تقسیم میشوند که خود این گوشهها نیز به دوازده دستگاه تقسیم میشوند. هر «گوشه» و دستگاه
نام انفرادی مخصوص بخود را دارند. یک نمایش مرسوم از «پیش درآمد» (مقدمه
اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ)، «چهار مضراب» (وزن دار) تعداد
انتخابی «گوشه» (حرکات). بصورت غیر مرسوم، این قسمتها را میتوان تغییر
داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶-۱۵۰۲)،
نواختن گوشههای پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در
حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته میشوند که مایه تاسف است. بسیاری از
ملودیها و مدها مربوط به مقامها ترکی و موسیقی عربی
میباشند: باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری
ایران، سرزمینهای تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر
چه اکثر حاکمان عرب فعالیتهای مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند،
دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب
تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب اعظم موسیقی
میخواندند. بیش از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این
واقعیت است که ملودیهای موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی
مقیاسها و مدهای ایرانی هستند.
اساس موسیقی سنتی بر صوت استوار است. سرایندگان نقشی اساسی را دارا
میباشند: او تصمیم میگیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی
مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید
با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده
داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع
آلت ضربی همراهی گردد. البته میتوان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا
داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که
نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت
سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محلهای مزین شده به پشتی و گلیم نواخته
میگردید. گاهی در این محلها شمع روشن میکردند. گروه نوازندگان و سراینده
نوع دستگاه و اینکه کدام گوشهها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی، مشخص مینمودند.
قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از "اوستاً کتاب دینی
پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته میشد که با آن حال و هوا
همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث»
(عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه
چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاثها از
یک تا هفت زمزمه مینمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت)
جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی.
شکسته) برای بیان داستانها در باره خطا کاران استفاده میشدهاند. حالت
«همایون» در هنگام نماز صبح اجرا میگشت. اکثر این حالتها، بجز احتمالا
«شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علیرغم وجود
این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به
«زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند. هنگامی که اسلام بعنوان مذهب
مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعدها دلسرد
کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مدها بود. موسیقی سنتی تا قرن
بیستم در دادگاهها نواخته میگردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی
قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته میشد.
شایان ذکر است که چند تحرک احتمالا باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی
هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به
عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به
آن نگاه میشد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولا
بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزلهای بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصا حافظ و جلال الدین رومی
سروده شده بودند.علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنجها
خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچهاست که امروزه بسیاری از یادبودهای
آن مانند گوشه ها(حسینی جامه دران شبدیز...)گواه این مدعاست.
محسن نعمتی
موسیقی امروز ایران از دورهٔ آقا علیاکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی ماندهاست که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علیاکبر) به دو پسر علیاکبرخان به نامهای میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداههنوازی این دو استاد میباشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده میشود.
ردیف در واقع مجموعهای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هممعنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شدهاست. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقامهای چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.
از اولین راویان ردیف میتوان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیفهایی که اکنون موجود میباشند: ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی - ردیف ابوالحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نیداوود - و... میباشند. و هماکنون ردیف میرزا عبدالله - صبا و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش
هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالیای از پردههای مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال میدهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شدهاست و معمولاً بدین شیوه ارائه میشود که از درآمد دستگاه آغاز میکنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار میرسند، سپس با فرود به گوشههای پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان میرسانند.موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارتاند از:
آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که میتوان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و میتواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. بهطور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) میباشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش میکند و در نهایت روی همان نت میایستد. بهطور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در اینجا شور) باز میگردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارتاند از:
محسن نعمتی
زندگی نامه مرحوم پرویز مشکاتیان

پرويز مشكاتيان متولد 24 اردیبهشت 1334 نیشابور بود. وي مقدمات موسيقي را از 6 سالگي نزد پدرش، حسن مشكاتيان، آموخت و نخستين كنسرت خود را در سن 8 سالگي در مراسم گردهمايي دانش آموزان در مدرسه امير معزي نيشابور ارائه داد.
پس از آن وي در جشنواره موسيقي كه دراردوگاه رامسر برگزار مي شد به دفعات شركت كرد و در تمامي آنها مقامهاي ممتاز را به دست آورد. مشكاتيان سال 1353 در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش رديف ميززا عبدالله نزد نور علي خان برومند و رديف موسيقي سنتي نزد دكتر داريوش صفوت پرداخت.

وي همزمان با آموزش رديف مبانی موسیقی و موسيقي ايراني را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن ادامه داد.مشكاتيان از سال 1354 همكاري خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و دركنار آن به اجراي كنسرت هاي متعدد با خوانندگاني چون پريسا( فاطمه واعظي) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال 1356 گروه عارف را تشكيل داد.
درهمين سال وي در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شركت كرد و به همراه پشنگ كامكار مقام اول در رشته سنتور را كسب كرد و نيز به همراه داريوش طلايي مقام ممتاز در رديف نوازي را به دست آورد. همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سايه) از ديگر فعاليتهاي وي درسال 56 بود كه با واقعه 17 شهريور 57 وي وگروهي ديگر از اهل موسيقي به صورت دسته جمعي از راديو استعفا دادند.
در اين سال وي به اتقاق گروهي ديگر از هنرمندان موسيقي و با همكاري گروههاي عارف و شيدا مؤسسه چاووش را شكل داد كه حاصل آن انتشار برخي از ماندگارترين قطعات موسيقي سنتي در سالهاي 57 تا 62 بود. تصنيف مرا عاشق با صداي شهرام ناظري (روي شعري از مولانا) و چهار مضراب شورانگيز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنيف ايراني(با صداي شجريان در چاووش 6)، قطعه ده ضربي چهار گاه به نام پيروزي و تصينف رزم مشترك (باصداي شجريان در آلبوم چاووش 7)، و نيز اجراي قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظيم حسين عليزاده در همين آلبوم از ديگر فعاليتهاي مشكاتيان دراين دوره بود.

پس از اين دوره مشكاتيان همكاري خود با محمد رضا شجریان را پي ميگيرد كه حاصل آن آلبوم هاي سر عشق(درماهور) بيداد (دستگاه همايون) بر آستان جانان (در شور و بيات ترك)، نوا (مركب خواني در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نيز اجراي كنسرتهاي برون مرزي به همراه شجريان در كشورهاي اروپايي كه تا سال 1366 به طول انجاميد.
از سال 67 مشكاتيان همكاري خود با خوانندگان ديگري را هم در دستور كار خود قرار مي دهد كه شهرام ناظري (آلبوم لاله بهار)، علي جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، عليرضا افتخاري (مقام صبر)، ايرج بسطامي (موسم گل، افشاري مركب، مژده بهار،وطن من)، علي رستميان و حميد رضا نوربخش (كنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
مشكاتيان در فستيوال موسيقي روح زمين در لندن شركت كرد و مقام نخست اين جشنواره را به دست آورد. برخي از كارهاي مشكاتيان نيز با تنظيم چهره هايي چون محمد رضا درويشي (جان عشاق و گنبد مينا) وكامبيز روشن روان (دود عود) منتشر شدند كه در هر سه اين آلبومها محمد رضا شجريان آواز خواند.
برخي از مهمترين قطعات ساخته شده توسط مشكاتيان از سوي عليرضا جواهري نت نويسي وبه بازار موسيقي عرضه شد.

مشكاتيان از سال 1376 اجراهاي صحنه اي و انتشار آلبوم را متوقف كرد و تا تابستان سال 84 كنسرتي در كشور اجرا نكرد. در تابستان 84 وي به فكر تجديد ساختار گروه عارف و شيدا برآمد كه حاصل آن اجراي كنسرتي در تالار كشور با صداي شهرام ناظري بود.
مشكاتيان علاوه بر ساز سنتور كه ساز تخصصي وي است با سه تار هم آشنايي كافي دارد و همنوازي سه تار در آلبوم سر عشق را خود وي انجام داده است. خانه موسيقي در هشتمين سالگرد خود مراسمي در تالار كشور برگزار كرد و از مقام هنري اين هنرمند نامي تجليل به عمل آورد. این هنرمند نامی کشورمان، 29 شهریور 88 دارفانی را وداع گفت.


روحش شاد و یادش گرامی باد.
محسن نعمتی
زندگی نامه مرحوم پرویز مشکاتیان

پرويز مشكاتيان متولد 24 اردیبهشت 1334 نیشابور بود. وي مقدمات موسيقي را از 6 سالگي نزد پدرش، حسن مشكاتيان، آموخت و نخستين كنسرت خود را در سن 8 سالگي در مراسم گردهمايي دانش آموزان در مدرسه امير معزي نيشابور ارائه داد.
پس از آن وي در جشنواره موسيقي كه دراردوگاه رامسر برگزار مي شد به دفعات شركت كرد و در تمامي آنها مقامهاي ممتاز را به دست آورد. مشكاتيان سال 1353 در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش رديف ميززا عبدالله نزد نور علي خان برومند و رديف موسيقي سنتي نزد دكتر داريوش صفوت پرداخت.

وي همزمان با آموزش رديف مبانی موسیقی و موسيقي ايراني را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن ادامه داد.مشكاتيان از سال 1354 همكاري خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و دركنار آن به اجراي كنسرت هاي متعدد با خوانندگاني چون پريسا( فاطمه واعظي) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال 1356 گروه عارف را تشكيل داد.
درهمين سال وي در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شركت كرد و به همراه پشنگ كامكار مقام اول در رشته سنتور را كسب كرد و نيز به همراه داريوش طلايي مقام ممتاز در رديف نوازي را به دست آورد. همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سايه) از ديگر فعاليتهاي وي درسال 56 بود كه با واقعه 17 شهريور 57 وي وگروهي ديگر از اهل موسيقي به صورت دسته جمعي از راديو استعفا دادند.
در اين سال وي به اتقاق گروهي ديگر از هنرمندان موسيقي و با همكاري گروههاي عارف و شيدا مؤسسه چاووش را شكل داد كه حاصل آن انتشار برخي از ماندگارترين قطعات موسيقي سنتي در سالهاي 57 تا 62 بود. تصنيف مرا عاشق با صداي شهرام ناظري (روي شعري از مولانا) و چهار مضراب شورانگيز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنيف ايراني(با صداي شجريان در چاووش 6)، قطعه ده ضربي چهار گاه به نام پيروزي و تصينف رزم مشترك (باصداي شجريان در آلبوم چاووش 7)، و نيز اجراي قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظيم حسين عليزاده در همين آلبوم از ديگر فعاليتهاي مشكاتيان دراين دوره بود.

پس از اين دوره مشكاتيان همكاري خود با محمد رضا شجریان را پي ميگيرد كه حاصل آن آلبوم هاي سر عشق(درماهور) بيداد (دستگاه همايون) بر آستان جانان (در شور و بيات ترك)، نوا (مركب خواني در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نيز اجراي كنسرتهاي برون مرزي به همراه شجريان در كشورهاي اروپايي كه تا سال 1366 به طول انجاميد.
از سال 67 مشكاتيان همكاري خود با خوانندگان ديگري را هم در دستور كار خود قرار مي دهد كه شهرام ناظري (آلبوم لاله بهار)، علي جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، عليرضا افتخاري (مقام صبر)، ايرج بسطامي (موسم گل، افشاري مركب، مژده بهار،وطن من)، علي رستميان و حميد رضا نوربخش (كنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
مشكاتيان در فستيوال موسيقي روح زمين در لندن شركت كرد و مقام نخست اين جشنواره را به دست آورد. برخي از كارهاي مشكاتيان نيز با تنظيم چهره هايي چون محمد رضا درويشي (جان عشاق و گنبد مينا) وكامبيز روشن روان (دود عود) منتشر شدند كه در هر سه اين آلبومها محمد رضا شجريان آواز خواند.
برخي از مهمترين قطعات ساخته شده توسط مشكاتيان از سوي عليرضا جواهري نت نويسي وبه بازار موسيقي عرضه شد.

مشكاتيان از سال 1376 اجراهاي صحنه اي و انتشار آلبوم را متوقف كرد و تا تابستان سال 84 كنسرتي در كشور اجرا نكرد. در تابستان 84 وي به فكر تجديد ساختار گروه عارف و شيدا برآمد كه حاصل آن اجراي كنسرتي در تالار كشور با صداي شهرام ناظري بود.
مشكاتيان علاوه بر ساز سنتور كه ساز تخصصي وي است با سه تار هم آشنايي كافي دارد و همنوازي سه تار در آلبوم سر عشق را خود وي انجام داده است. خانه موسيقي در هشتمين سالگرد خود مراسمي در تالار كشور برگزار كرد و از مقام هنري اين هنرمند نامي تجليل به عمل آورد. این هنرمند نامی کشورمان، 29 شهریور 88 دارفانی را وداع گفت.


روحش شاد و یادش گرامی باد.
محسن نعمتی

عدّه ای عقیده دارند که این ساز اسپانیل اصل است و به عقیده ی عده ای دیگر این ساز مکزیکیست ولی می خواهم ثابت کنم که این ساز به اصطلاح غربی ریشه در ایـــران دارد. در زمان حمله اعراب ساز عــــود به دست آنها ابتدا به عراق و بعد به مصر میرود. در آنجا این ساز به دست استعمارگران به اروپــا رفته و به علت اینکه نمیتوانستند لغت عـــــــود را تلفظ کنند به مرور زمان به لـــــوت تغییر اسم یافته و به دست اروپاییان به شکل امروزی گیتار در آمده است.
البته ناگفته نماند که عود به دست اعراب در حمله اسپانیا به آمریکای جنوبی نیز رفته و در حال حاضر با تاسف بسیار عـــــود ساز ملی اسپانیا نیز بشمار میرود.
امّا این ساز در چند سال اخیر در ایران خیلی طرفدار پیدا کرده است و روز به روز بر طرفداران آن افزوده می شود.
هر ساز بر پایه ی نتی بنا شده و گیتار سازی است که بر پایه ی نت سوم یعنی "می" بنا شده است،این ساز دارای شش سیم است که این سیم ها از پایین به این ترتیب نت بندی شده اند:این سازه زیبا وخوش آهنگ که جزو یکی از سخت ترین ساز هاست یکی از سازهای اساسی در کنسرتها به شمار می رود چون ما در کل سه ساز مکمّل داریم که عبارتند از پیانو ، گیتار و ارگ و باید حداقل یکی از این سه ساز در کنسرت ها اجرا شودند.
نوشته شده توسط محسن نعمتی
نوشته شده توسط محسن نعمتی
یک ساز ایرانی که در حمله ی اعراب فراموش شد و اعراب نامه آن را عود نهادند اما در اصل نام عود بربط است که در شعر های شعاران قدیم نیز در مورده این ساز بسیار یاد شده است با امیده پیشرفته روز افزون این ساز در میهنمان
اما به همین اکتفا نکنید اطلاعات مهمی در مورد این ساز دارم... منتظر باشید
نوشته شده توسط محسن نعمتی
گرد آوری : محسن نعمتی
منابع:تاريخ موسيقي ايران
نوشته شده توسط محسن نعمتی
دف يا دايره هاي هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبيه مي کردند و مي نواختند.
زنگهاي دف را جلاجل مي گفتند.
در قديم براي آنکه طنين بهتري داشته باشد روي دف پوست آهو ميکشيدند.
در دوره اسلامي به کساني که دف يا دايره مي نواختند جلاجل زن مي گفتند.
در
ايران کهن جلاجل وسيله اي بيضي شکل و بزرگ بود که زنگ هايي بر آن مي بستند
و در جنگها به کار مي بردند و ظاهرا صداي مهيبي داشته است.
دف يا دايره کوچک را که بر آن زنگوله تعبيه مي کنند و اکنون متداول است دايره زنگي مي گويند.
اين
ساز ضربه اي موسيقي چنانکه از کتابهاي موسيقي و نوشته ها و اشعار بر مي
ايد در دوره اسلامي ايران براي پشتيباني از ساز و حفظ وزن به کار مي رفته
و رکن اصلي مجالس عيش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان به
تنهاي هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار مي بردند.
پس از آنکه تنبک يا دنبک کوچک و مجلسي شد به تدريج جاي دف را گرفت و از رونق دف کاست.
با
اين حال دف يا دايره اکنون نيز به کار است و بيشتر آن را در ولايات و قراء
و شهرهاي کوچک وقصبات در مجالس عيش و سرور به کار مي برند به ويژه در
آذربايجان بسيار متداول است و نوازندگان ماهر دارد.
دايره زنگي هم در مجالس طرب به کار مي رود و در مجالس ساز و آواز و رقص و کنسرتها از آن استفاده ميشود.
نوشته شده توسط محسن نعمتی
شكم ساز از دو قسمت مجزا از يكديگر تشكيل يافته، قسمت
تحتاني كوچك تر و به شكل نيم كره است كه بر سطح مقطع جلو پوست كشيده شده و
روي پوست خرك ساز قراردارد: قسمت بالائي بزرگ تر، مانند چتري روي قسمت
تحتاني قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطحي منحني ازعقب به هم اتصال يافته
اند و در نتيجه در جلو يا بين دو قسمت حفره اي تشكيل شده است. سطح جلوئي
قسمت بالا، جز در ناحيه وسط كه زير گردن ساز قرار گرفته به صورت دو شكاف
پهن باز است.
دسته ساز تقريباً در نصف طول خود روي شكم قرارگرفته و نيمه ديگر در بالا به جعبه گوشي ها متصل است و دسته فاقد «دستان» است.

سر متشكل است از جعبه كوچك (محل قرارگرفتن چهار
گوشي، هر دو گوشي در يك طرف آن) و يك زانده منحني شكل براي آويختن ساز كه
كمي به عقب برگشته و جهتي افقي يافته است.
قيچك اساساً جزو دسته سازهاي
محلي بوده كه در سالهاي اخير درحمايت وزارت فرهنگ و هنر به شهر آورده شده
و نه تنها ساختمان و كوك آن را تكميل و تنظيم كرده اند، بلكه آن را به سه
اندازه مختلف، قيچك سوپرانو (به طول 5/56 سانتيمتر) قيچك آلتو ( 63
سانتيمتر) و قيچك باس به همان نسبت بزرگ تر ساخته اند.
طول سيم مرتعش در قيچك سوپرانو =5/33 ، در قيچك آلتو =5/37 و قيچك باس 70 سانتيمتر است.
وسعت
هر يك ازانواع حدود سه اكتاو است. قيچك سوپرانو سازي است كه قابليت
تكنوازي و همنوازي هر دو را حائز است ولي دو نوع بعدي (التو و باس) بيشتر
به منظور همنوازي در اركستر به كار مي رود. آرشه قيچك پس ازاستاندارد شدن
ساز، عيناً همان آرشه ويولون است. قيچك از انواع سازهاي محلي است كه در
سالهاي اخير به شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و بيشتر در نواحي
جنوب شرقي ايران معمول است و در آن نواحي حتي، طبق عقيده و سنت اهالي براي
معالجه امراض بكار مي رود. در سطح فوقاني شكم و پشت دسته سوراخ و حلقه اي
است كه دو تسمه برآن الصاق مي شود: يكي از تسمه ها را به كتف چپ و ديگري
را به كمر مي بندند و ساز در موقع نواختن تقريباً آزاد و آويزان مي شود.
اما نوازندگان شهري تمايل به استفاده از اين تمهيد ندارند.
كوك قيچك محلي ثابت نيست ولي قدر مسلم اين كه سيمها تقريباً هيچ وقت نسبت به يكديگر فاصله پنجم نداشته اند.
آرشه-
در اصل (نوع محلي آن) شبيه به آرشه كمانچه است و امروزه در شهر از آرشه
ويولون و ويولنسل در نواختن نوع شهري آن استفاده مي شود.
نوشته شده توسط محسن نعمتی
|
رباب به ضم اول بر وزن غراب سازي باشد مشهور که مي
نوازند و آن تنبور مانندي بود بزرگ و دسته کوتاهي دارد و بر روي آن به جاي
تخته پوست آهو کشند.
|

قسمتهاي مختلف ويولن:
اين ساز داراي چهار سيم است که از بم به زير به ترتيب سل ر لا مي کوک مي شود.و به دو طريق اجرا ميشود با آرشه و پيسکاتو
قسمتهاي ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.
1.
تنه: جعبه اي که ما بين طبله و زيره و جدارهاي طرفي محصور شده است. در روي
طبله سيمها-گريف-خرک-سيم گير-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذيرترين بخش
ويولن است.
2. دسته يا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکيه سيم
هاست که محل انگشت گذاري نوازنده در بالاي آن است. انتهاي دسته به جعبه
چوبي ختم مي شود که سيم ها در درون آن به دور گوشي ها پيچيده ميشوند.
3.
خرک: ما بين سيم ها و طبله ويولن قرار گرفته و فشار سيم ها آن را به طور
عمودي نگه مي دارد. نقش خرک اين است که ارتعاش سيم ها را به جعبه ويولن
منتقل کند.
4. سيم گير: . سيم گير از آبنوس ساخته مي شود و در
فاصله اندکي از خرک تا آخر تنه ويولن کشيده شده است در ته سيم گير تسمه اي
از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبيه شده بند مي
شود.
نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را شاه سازها گفته اند.
منابع: شش درس ويولن يهودي منوهين
مردان موسيقي سنتي
هنر موسيقي
نوشته شده توسط محسن نعمتی
اگر خرک تار در اثر نواختن از محل خود منحرف می شود مقداری آب ِ قند اشباع شده درست کنید و زیر هر کدام از پایه های خرک یک قطره بچکانید ، بعد از خشک شدن خرک سر جای خودش محکم می شود .
اگر دستتان بیش از حد عرق می کند و هنگام تار زدن همیشه دسته ی تار خیس می شود بهتر است از نایلن یا نخ ماهی گیری و یا نخ طور بد مینتون استفاده نمایید .
بهتر است قسمتی از پوست که همیشه در معرض برخورد مضراب است با چسب شیشه ایی و یا با مقداری پوست بچسبانید تا در اثر برخورد مضراب پاره و یا سوراخ نشده و همچنین از لبه ی کاسه ی ساز حفاظت بهتری بشود .
همچنین بهتر است که زیر سیم ها قسمتی که از روی لبه کاسه عبور می کند نیز چرم یا روکش چوب قرار دهید تا لبه ساز در اثر فشار سیم ها آسیب نبیند .
بهترین وضعیت سیم بندی برای کوک دقیق تر در تار و سه تار به شرح زیر است :
| سیم سفید | سیم زرد | سیم سفید بم | سیم زرد بم | |
| ضخامت | 0.18 | 0.20 | 0.18 | 0.35 |
| ضخامت | 0.20 | 0.22 | 0.20 | 0.40 |
ني
از ساده ترين و طبيعي ترين سازهاي موسيقي بادي است که با روئيدن از زمين
پيوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفي از آن استفاده کرده است. ملل
قديمه ني را سرمشق قرار داده و از روي آن سازهاي مختلف بادي ساختند و در
صلح و جنگ به کار بردند.
مولفين کتابهاي موسيقي قديم طبيعي ترين و
کاملترين آلات موسيقي را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن آلات ذوات
النفح به ويژه ني را از جهت مشابهي که ني و حلق انسان در ايجاد نغمات
دارند.

ني را يکي از سازهاي عرفاني مي نامند و اگر خوب نواخته شود حتي حيوانات را هم تحت تاثير قرار مي دهد.
نوشته شده توسط محسن نعمتی
نوشته شده توسط محسن نعمتی
پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام میرسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده میشود ولی شمار سیمهای آن از کمانچه بیشتر است. نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارتند از اردشیر کامکار، داود گنجهای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور ، هادی منتظری و سینا جهان آبادی کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
با ورود ويولن، تقريباً تمامی کمانچه کشان به اين ساز پرجاذبه تازه وارد، روی آوردند و کامنچه را به کناری نهادند، بی آنکه ويولن را نيز آنگونه که بايد به کار گيرند. همان شيوه قديمی کمانچه کشی را روی ويولن پياده کردند. تنها تفاوت آن بود که کمانچه را عمودی بر زمين تکيه می دادند و ويولن را افقی، زير چانه می گذاشتند! نامگذاری ناصرالدين شاه بر روی ويولن، که آن را "کمانچه فرنگی" ناميده، چندان دور از واقعيت زمانه نبوده است!
این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم میباشد. این سیمها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب میباشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی. کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برشهای از عاج تزیین شده است. معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچههای پشت بسته 28/5 و در کمانچههای پشت باز 31 سانتی متر میباشد که این اندازه ها در کمانچههای نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچههای آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولا با دو کوک چپ و راست کوک میکنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا ( عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی میباشند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .

اين ساز علاوه بر شکم، دسته و سر در انتهای تحتانی ساز پايه ای نيز دارد که روی زمين يا زانوی نوازنده قرار می گيرد. شکم ساز کروی و مجوف است که مقطع نسبته کوچکی از آن در جلوبه دهانه ای اختصاص يافته و روی دهانه پوست کشيده شده و بر روی پوست، خرکی، تقريبا شبيه به خرک تار و نه کاملا عمود بر سيم ها قرار گرفته است.دسته ساز، درواقع لوله ای تو پر، و به طور نا محسوس به شکل مخروط وارونه خراطی شده است. انتهای بالائی اين لوله مجوف شده و در طرف جلو شکاف دارد که نقش جعبه گوشی ها را می يابد، دسته فاقد «دستان» است.
سر ساز متشکل است از جعبه گوشی ها که در طرف آن هر يک دو گوشی کار گذارده شده و يک «قبه »که در بالای جعبه قرار گرفته است. سر در واقع ادامه خراطی شده دسته است طول ساز از ته پايه سر قبه حدود 80 سانتيمتر است. کمانچه امروزی دارای چهار سيم است و کوک (يا نسبت فاصله سيم ها به يکديگر )دردستگاهای مختلف موسيقی ايران تفاوت می کند. معمول ترين کوک اينست که سيم های اول و دوم نسبتبه هم فاصله« چهارم»( يا «پنجم »)داشته، سيم سوم يک اکتاو بم تر از سيم اول، و سيم چهارم يک اکتاو بم تر از سيم دوم باشد.
نوشته شده توسط محسن نعمتی
بربط
سازي است ايراني که از عهد باستان در ايران وجود داشته و در زبان فارسي به
آن رود يا شاهرود هم گفته مي شده ولي پس از قبول دين اسلام از طرف اکثريت
ايرانيان و تاثير فرهنگ و هنر ايراني بر فرهنگ عرب بربط يکي از سازهاي
اصلي موسيقي عرب شد که در زبان عربي به آن عود يا مرهر يا کران مي گويند.
در اين زمان عود به معناي ترکه چوب نازک و چوب مي باشد.
هنرمندان
و صنعت گران ايراني که براي ساختن کعبه به مکه آمده بودند بربط و طرز
نواختن آن را با خود به آن مکان مقدس بردند و ابن سريج يکي از نوازندگان و
موسيقي دانان بزرگ و به نام آن روز عرب بربط را که انواع گوناگون داشته از
ايرانيان به عاريت گرفت و اولين شخصي بود که موسيقي عرب را با اين ساز
ايراني اجرا کرده است.
اين ساز سابقا 4 سيم داشته که زرياب در اندلس سيم پنجمي به آن اضافه مي کند.
زرياب
کبير يکي ديگر از نوازندگان بزرگ بربط همان زمان که در دربار هارون الرشيد
بود با نوع آوري و ابداعات و ابتکارات خاص خود تغييراتي در عود داده بود.
با
اين حال عود ساخت او با آن که مساوي سازهاي ديگر بود از همان چوب ساخته مي
شد از لحاظ وزن حدود يک سوم وزن عودهاي معمولي سنگين تر بود..
سيم
اول عود وي از ابريشم بافته مي شد که از تار سازهاي همکاران و رقيبانش بسي
بهتر بود. سيم هاي دوم و سوم و چهارم سازش را از روده بچه شير مي تافته.
عود چهار سيم را عود قديم يا عود کلاسيک مي ناميدند.
عود کامل با پنج سيم که براساس گام سيتماتيسها پرده بندي مي شده.
اعراب کوک نوع ايراني را براي کوک کردن سيم ها در حالت آزاد عود قبول کرده اند(لا ر سل دو)
گوشي : فوفل
نوشته شده توسط محسن نعمتی

تار جز دسته سازهاي زخمه اي است يعني به وسيله مضراب زدن بر روي سيم نواخته مي شوند.
تار
يکي از سازهاي قديمي ايراني است که به آن وتر مي گفتند و هنوز به خوبي از
تاريخ دقيق ساخت و پيدايش آن اطلاع درستي در دسترس نمي باشد ولي از قرار
معلوم تاريخ آن به زمان ابونصر فارابي برمي گردد.
صفي الدين
ارموي-خواجه بها الدين و ابوالفرج اصفهاني و تني چند از استادان موسيقي هر
يک درباره تقسيم فواصل پرده که موافق پرده هاي تار نيز ميباشد مطالبي
نوشته اند.
تار از يک کاسه که روي آن پوست کشيده اند و به دو قسمت
بزرگ و کوچک تقسيم شده تشکيل شده که قسمت بزرگ را شکم و قسمت کوچک را
نقاره مي نامند.
دسته تار 45 تا 50 cm است و جعبه اي در انتهاي
دسته تار قرار دارد که آن را جعبه گوشي مي نامند و از دو طرف آن سه گوشي
بر سطوح جانبي اين جعبه تعبيه شده است.
تعداد سيمهاي تار 6 عدد است. که دو رشته آن از جنس آهن و بقيه از جنس مس زرد رنگ است.
کاسه صوتي اين ساز از چوب توت دسته آن از چوب گردو و گوشي هاي آن از چوب شمشاد است.
دهانه کاسه صوتي به وسيله پوست پوشيده شده است.
اين ساز در تمام ايران متداول است.
تار را با يک تکه مس زرد رنگ که به انتهايش موم وصل مي کنند و مضراب نام دارد مي نوازند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نوازندگان معروف تار:ــــــــــــــــــــــــــــــ
محسن نعمتی
تار از مشتقات تنبور يا سه تار است.از يک صد سال کذشته
محبوب همه طبقات ايرانی بوده است. سازی به اين نام جز در ايران و فلات
قفقاز در جای ديگری از جهان معمول نيست.
ساختمان تار: اين ساز به طور کلی دارای ۴ قسمت است:۱.پنجه ۲.دسته ۳.تقاره ۴. کاسه
- پنجه:
قسمت بالای تار را گويندو شش گوشی در آن قرار دارد.که در واقع جعبه ی گوشی
ها يا سر ساز را تشکيل می دهد.از هر طرف سه گوشی بر سطوح جانبی گوشی کار
گذاشته شده است.
- دسته:دسته تار بلند است و ارتفاع
آن ۴۵ تا ۵۰ سانتی متر است.معمولا از چوب گردوی کهنه ساخته می شود و بر
روی آنها دو استخوان کلفت و بزرگ که معمولا استخوان شتر يا استخوان پشت
ماهی است قرار دارد.در وسط و ما بين دو استخوان چوب قرار دارد.دسته ی تار
توسط شيطانک از پنجه ی ساز جدا می شود.
- نقاره:شکم يا کاسه ی ساز از دو قسمت بزرگ و کوچک ساخته شده که به قسمت کوچک آن نقاره گويند.نقاره در انتهای بالايی به دسته متصل شده است.
- کاسه:کاسه
تار همانند نقاره توخالی است.اما کمی بزرگ تر.کاسه و نقاره را از چوب درخت
توت می سازند وبر روی آنها پوست کشيده می شود.که اين پوست غالبا از شکنبه
گوسفند است.سيم گير در پايين بر بدنه ساز قرار دارد و خرک که معمولا از
جنس استخوان است روی پوسته کاسه ی تار است.
روی دسته ی ساز امروزه ۲۸ پرده يا دستان بسته می
شود.۱۵ عدد ۳ لايی و ۱۳ عدد ۴ لايی.جنس پرده ها از زه يا روده ی گوسفند
است و اخيرا از نوع نخی و پلاستيکی آن هم استفاده می شود.در قديم اين ساز
۲۵ دستان داشته است.بدون سه دستان يکی دستان اول و دو تای ديگر در فواصل
وسط نواخته می شده است.
تار دارای ۶ سيم فلزی است که به روايتی سيم ششم
را غلامحسين درويش تار نواز معروف اضافه کرده است.سيم اول و دوم از جنس
فولاد-سيم سوم و چهارم زرد رنگ و از جنس آلياژ از روی-مس و يا برنز
است.سيم پنجم از جنس فولاد و به نام (زير) است و سيم ششم زرد و به نام
(بم) است
تار توسط مضراب نواخته می شود.مضراب تار به طول حدود ۳ سانتی
متر از جنس برنج ساخته می شود و به يک طرف آن موم مخلوط به خاکستر و پشم
يا کرک می چسبانند.
علی نقی وزيری با تغيير قطر سيمها و پوست و امتداد
دسته ی تار روی نقاره ۳ نوع تار ديگر ابداع نمود و آنها را تار
باريتون-تار باس-تار سوپرانو می نامند.(باس-باريتون-سوپرانو محدوده های
صدايی هستند ) تعداد سيمهای هر يک از اين تارها ۳ عدد می باشد.
محسن نعمتی
استاد
ارجمند و نامی عبدالوهاب شهیدی به تازگی به میمه، موطن خود برگشته اند.
شنیده ها حاکیست استاد ابراز تمایل کرده اند در موطن بمانند که قطعا چنین
خواهد بود. امید است با ماندگاری در میمه مقبره والد مرحوم را نیز سرو
سامان دهند.
عبدالوهاب شهیدی در سال 1339 در رادیو برنامه گلها فعالیت هنری خود را شروع نموده و تا آغاز سال 1357 این همکاری ادامه داشت. بیوگرافی تکمیلی : استاد شهیدی از جمله
هنرمندانی است که در عرصه خوانندگی و نوازندگی فعالیت داشته است. علاوه بر
آواز دلنشین و جذاب ایشان، نوای عود ایشان که در اغلب آوازهای او همراه
است بسیار جالب و دلنشین است. این هنرمند ارجمند و استاد فرزانه امروز در
آمریکا زندگی می کند. از خداوند منان برای ایشان طول عمر با عزت و همراه
با سلامت خواهانیم.
وی
برای شناساندن موسیقی ایرانی به کشورهایی نظیر فرانسه انگلستان آمریکا
افغانستان آلمان سفرهایی داشته و برنامه با شکوهی در بزرگداشت حضرت مولانا
در کشور ترکیه بر مزار وی اجرا نمود.
این
هنرمند ارزنده آثار فراوانی را با همکاری گروه پایور و گروه های فرهنگ و
هنر وقت نیز انجام داده ، همچنین در" جشن هنر شیراز " کنسرت های متعددی
ایفاد کرده است .از معروف ترین آثار شهیدی ، بازخوانی تصنیف لری ،"آن نگاه گرم تو "در دستگاه ماهور با شعر هما میرافشار میباشد .وی هم اکنون در آمریکا سکونت دارد و بعد از سالها ممنوع الصدا بودن،آثار مذکور از وی به بازار موسیقی عرضه شده است
شهیدی کار هنری را در سال
1322 در گروهی که عنوان "هنردوستان" را داشت شرکت کرده و مدت سه سال تابلو
موزیکال (مولانا، دید موسی یک شبانی را براه) و (گل و بلبل از اشعار حافظ)
را اجرا و به روی پرده آورد و در کلاس جامعه باربد که زیر نظر استاد
اسماعیل مهرتاش اداره می شد به فرا گرفتن سنتور و عود و آموختن آواز
اشتغال داشت و در حال حاضر ساز تخصصی او عود(بربط) است. عبدالوهاب شهیدی
در سال 1339 در رادیو با برنامه "گلها" فعالیت و همکاری خود را شروع کرد و
تا سال 1357 در بسیاری از این برنامه ها شرکت جسته و در طول این مدت آثار
بزرگی از خود بر جای گذاشت و شهیدی تاکنون هفت صفحه 33 دور از ساز سلوی
خود پر کرده و برای شناساندن و آشنایی موسیقی اصیل و سنتی ایران سفرهایی
به فرانسه، انگلستان، آمریکا، آلمان، افغانستان کرده و برنامه ای نیز در
بزرگداشت مولانا جلال الدین در ترکیه بر مزار وی اجرا کرده بود که با شور
و حالی خاص همراه بوده است.
عبدالوهاب شهیدی، احترام فوق العاده ای
برای استاد آواز و ساز خود، اسماعیل مهرتاش قائل است و پس از آن به
اساتیدی چون: مرتضی محجوبی، مهدی خالدی، حبیب الله بدیعی، علی تجویدی،
پرویز یاحقی، حسین تهرانی، رضا ورزنده، فرامرز پایور،اصغربهاری، حسن
کسایی، حسن ناهید و جلیل شهناز عشق می ورزد. از میان آهنگ هایی که تاکنون
خوانده، بیشتر از همه به ترانه محلی "آن نگاه گرم تو" که تنظیم آن از
استاد فرامرز پایور و شعر آن از هما میرافشار است علاقه دارد. استاد
عبدالوهاب شهیدی به همراه استادان اکبر گلپایگانی و حسین قوامی تنها
خوانندگانی هستند که در همه سلسله برنامه های گلها از جمله گلهای جاویدان
، برگ سبز ، گلهای رنگارنگ ، یک شاخه گل ، گلهای تازه و موسیقی ایرانی
شرکت داشته است. استاد عبدالوهاب شهیدی جزء اولین خوانندگان برنامه گلها
بوده است که به همراهی استادان گلپا ، بنان و قوامی برنامه گلهای جاویدان
را با همکاری برترین نوازندگان آن دوران اجرا می کرده اند. استاد شهیدی
چندین بار هم در برنامه های جشن هنر شیراز شرکت کرده و در این برنامه ها
اجراهایی ناب با همکاری استادان جلیل شهناز ، فرامرز پایور ، اصغر بهاری ،
حسین تهرانی ، رحمت الله بدیعی ، حسن ناهید و محمد اسماعیلی و... به
یادگار گذاشته است. استاد شهیدی در اجرای آوازها و ترانه های محلی بختیاری
نبوغ ویژه ای داشته است و این آواز در اجراهای ایشان به وفور یافت می شود.
محسن نعمتی
زندگينامه استاد حسين قوامي

فاخته اي با يادگاري فراتر از 400 ترانه و آواز دلنشين
نام حسين قوامي هنرمندي كه بيش از نيم قرن در خدمت موسيقي ايراني بود ، نامي آشناي صاحبدلان است و مقام والاي او بر كسي پوشيده نيست مردي فروتن و بي ادعا كه آواي دلنشين او در دلها جاي دارد و صفحات يا نوارهاي آواي جاوداني اش را در هر خانه اي مي توان سراغ گرفت . قوامي نه تنها خدمتگزار موسيقي بلكه مروج شعر و ادبيات نيز بود . شعر ها را چنان واضح و آشكار مي خواند كه هر شنونده اي مي فهميد ، احساس مي كرد و بدان گوش مي سپرد . با قوامي " رضي الدين آرتيماني " را شناختيم و به حال و هواي اشعار سعدي و حافظ و مولانا نزديك شديم . صداي نرم و بي مانندش ، درك فوق العاده اش از شعر و آگاهي ژرف اش از موسيقي ايراني ، نام وياد او را هرگز از قلب دوستدارانش نخواهد زدود .
سال 1288 خورشيدي در تهران زاده شد ، مادرش آواي گرمي داشت و به گفته ي استاد " ..... هنگام تلاوت قرآن متوجه صداي گيرا و جذابش مي شديم ...." از ده – دوازده سالگي با صفحاتي كه در دسترس بود به تقليد از صداي خوانندگان پرداخت ، هر چند كه كار آساني نبود و مخالفت پدر را نمي توانست سرسري بگيرد .
مرحوم حسين خان اسماعيل زاده استاد بزرگ موسيقي نزديك خانه ي قوامي كلاس تعليم داشت . استادي كه هنرمند اني مانند : صبا - مرتضي محجوبي - رضا محجوبي - حسين يا حقي - حسين تهراني و .... از شاگردان او بودند . رفت و آمد خانوادگي سبب شد تا مرحوم اسماعيل زاده به قدرت صداي حسين پي ببرد و به او پيشنهاد تعليم بدهد اما پدر تسليم نا پذير مي نمود . همسايگان و اهل محل چون ديدند حسين ضمن علاقمندي به آداب مذهبي صداي خوشي دارد ، شبهاي ماه رمضان دنبالش مي رفتند و او را به مسجد سپهسالار مي بردند و از روي دفترچه اي كه به دستش مي دادند نزديك به نيم ساعت در گلدسته ها مناجات خواني مي كرد . اين نيز چندان نپاييد و با ممنوعيت پدر رو برو شد . از آن پس حسين تنها مي توانست در خانه و دور از چشم پدر با استفاده از صفحه به تمرين آواز سرگرم شود .
پس از در گذشت پدر ، مادر روشنفكر فرمان آزادي حسين را صادر كرد و چون برادرش مشغول ياد گيري تار بود به كمك وي با استاداني چون احمد عبادي و حسين يا حقي آشنا شد . سال 1308 تصادف به ياري او شتافت و مرحوم " ظلي " را شناخت . شناختي كه به دوستي نزديك انجاميد و تا پايان عمر " ظلي " ادامه يافت . سال 1312 نخست با برادران وفادار و به دنبال آن با يكي از خوانندگان مشهور و سطح بالاي آن دوران " مرحوم عبدالله حجازي " آشنا شد و مدت 6 سال نزد او به تعليم آواز و شناخت رديفهاي موسيقي ايراني گذراند . همزمان از محضر ديگر استادان كسب فيض كرد و به مقامي رسيد كه اساتيد موسيقي معتقد شدند كه او دستگاههاي و مقام ها را به كمال مي شناسد و اجرا مي كند .
سال 1325 شادروان حسينقلي مستعان نويسنده ي مشهور كه رياست راديو را داشت از او خواست تا همراه برادران وفادار برنامه اي در راديو اجرا كند . او خود در اين مورد گفته " .... شب قول دادم اما صبح پشيمان شدم . مي خواستم تلفني انصراف خودرا اطلاع دهم اما مستعان شبانه خبر را به راديو داده بود .كار از كار گذشته بود . ساعت 5/1 همراه با برادران وفادار و مرحوم همدانيان برنامه اجرا شد و بدنبال آن تلفن هاي راديو براي شناختن اين خوانند ه به صدا در آمد . اما كسي جواب قانع كننده اي نگرفت ، قوامي افسر ارتش بود و خوانندگي براي نظاميان ممنوع . اين برنامه آوازي در مايه ي ابوعطا بود و او خود احساسش را چنين بيان كرده " بار اول كه مي خواستم اجراي برنامه كنم ، وحشت كرده بودم و حتي در شروع برنامه از فكر اينكه ميليون ها نفر صداي مرا مي شنوند و اگر وسط كار ، برنامه خراب شود ، چه آبرو ريزي خواهد شد ، بدنم به لرزه افتاد . ولي بعدها اين مسئله عادي شد " .
او شش ماه با نام ( نا شناس ) آواز خواند و پس از آن به پيشنهاد مرحوم روح الله خالقي نام مستعار ( فاخته اي ) را برگزيد و تا سال 1341 كه باز نشسته شد ، توانست با نام واقعي خودش برنامه اجرا كند . شادروان قوامي از سال 1325 تا سال 1331 هر هفته روز هاي جمعه در راديو برنامه داشت و نزديك به 300 برنامه اجرا كرد كه متاسفانه به دليل كمبود امكان ضبط و پخش مستقيم اثري از آنها بر جاي نمانده .
از سال 1331 تا 1337 به علت ماموريت هاي نظامي خارج از تهران ، از راديو كناره گيري كرد . نگارنده در سال 1337 افتخار آن را يافتم تا در اراك با استاد آشنا شوم .
سال 1337 مرحوم داوود پيرنيا باني برنامه ي " گلها " استاد را به همكاري دعوت كرد ، او كه شش سال در راديو برنامه اجرا نكرده بود ، ابتدا نپذيرفت . اما وقتي دانست چگونگي برنامه هاي موسيقي راديو تغييراتي كرده و به خصوص برنامه ي گلها وضع آبرومندانه و فرهنگي دارد ، و اركستر بزرگ گلها را زا نزديك ديد ، با شرط موافقت ارتش پذيرفت . مرحوم پير نيا هم با نفوذ و اعتباري كه داشت اين موافقت را كسب كرد ، و چنين بود كه استاد بين سالهاي ( 45- 1337 ) يكي از پركارترين خوانندگان برنامه ي گلها بود .
دست آورد اين دوران نزديك به 400 برنامه در ( گلهاي رنگارنگ 162 برنامه ، گلهاي جاويدان 44 برنامه ، برگ سبز 87 برنامه ، شاخه گل 39 برنامه ، گلهاي تازه 27 برنامه و متفرقه 18 برنامه است .)
استاد قوامي در تلويزيون نيز فعاليت داشت و شاگرداني تعليم داد ، او خود گفته " در سالهاي آغازين كار تلويزيون ، كلاسي در ساختمان تلويزيون تاسيس شد و از بين گروهي داوطلب 18 نفر براي تمرين آواز انتخاب شدند . حدود يك سال به همراهي استاد حنانه ، زرين پنجه و استاد بهاري به تعليم شاگردان پرداختيم و هر كدام از ما آموزش يكي از رشته هاي موسيقي را بر عهده داشتيم " .
سال 1346 به دعوت سازمان يونسكو ، همراه با گروهي از هنرمندان برنامه هايي در آلمان و فرانسه اجرا كرد . برنامه ي او چنان مورد توجه مردم قرار گرفت كه قوامي و يارانش را گلباران كردند . برنامه اي نيز به مدت يك هفته با همراهي 17 تن از هنرمندان ايراني در ( كابل ) اجرا كرد كه بي نهايت چشمگير بود و مورد تشويق مردم افغانستان قرار گرفتند .
در همين سال به همراهي استادان ( جليل شهناز و كسايي ) برنامه اي در سالن دانشكده ي ادبيات براي گروهي از بزرگان موسيقي جهان ، اجرا كرد كه بسيار جالب بود و يكي از استادان خارجي طي مصاحبه اي مطبوعاتي گفت " من تصور مي كردم كه آواز ايراني داراي ريتم نمي باشد ولي در اجراي برنامه هاي قوامي متوجه شدم كه اين خواننده ريتمرا در آواز رعايت ميكند و به نوازندگانش توجه ندارد و حاكم برنامه است . درست موقعي كه بايد آواز شروع كند شروع ميكند و همين امر باعث شد كه متوجه شوم ريتم آواز ايراني ، چهار ضربي است و تنها قوامي اين را رعايت ميكند و من اين رعايت ريتم را در خوانندگان ديگر نديدم و نشنيدم . قوامي در آواز ايراني در سطح عالي و بالاتر از ديگر خوانندگان قرار دارد .
استاد نورعلي برومند نيز نظري همانند اين داشت و معتقد بود كه در آن شرايط و برهه از زمان در بين خوانندگان ، قوامي در سطح بالاتري قرار دارد و خواننده اي ندا شتيم كه بتواند همپايه ي او بخواند .
مرحوم قوامي با هنرمندان معاصر خود روابطي دوستانه داشت و با همكاري استاداني مانند : مرحوم خالقي ، مرحوم بديعي ، و عزيزاني چون : تجويدي ، پرويز ياحقي و مهندس همايون خرم آهنگ هاي به ياد ماندني اجرا كرد ، ترانه هاي گيتي افروز ( داد از دل ) ساخته ي استاد تجويدي ، سرگشته ( تواي پري كجايي ) ساخته ي همايون خرم ، جواني از پرويز ياحقي ، ( ساقي نامه ) از مرحوم بديعي ، آهنگ بختياري شوشتري ( محلي دو صدايي ) از مرحوم خالقي ، بخشي از اين همكاري هاست .
شادروان قوامي ، حال وهواي شعر و آهنگ را درك ميكرد و همواره چنان مي خواند كه شاعر و آهنگ ساز را به شگفتي وامي داشت . در سال 1366 نواري با عنوان ( آواي فاخته ) با آهنگي از عماد رام و صداي قوامي با اشعار حافظ و نيما و سال 1367 نيز (بهار عاشقان ) كه شاهكاري از قوامي و همايون خرم است با اشعار مولانا منتشر شد كه شگفتي آفرين است و بيانگر آنكه اين هنرمند در مرز 80 سالگي هم همان صداي گرم گيرا و دلنشين را داشت و چنين مردي هرگز نخواهد مرد .
مرحوم قوامي در اواخر عمر به دليل بيماري گوشه گيري گزيد و خانه نشين بود ، ضعف چشمان توان خواندن و نوشتن را از او گرفته بود . تنها ياران نزديكي چون عبدالعلي وزيري و مهندس گلشن ابراهيمي ، گاهي به ديدارش مي رفتند و از ميان موسيقي دانان ، شهرام ناظري شايد تنها كسي بود كه لحظه اي اورا فراموش نكرد . همه اورا دوست داشتند ، حتي جوانان كم سن و سال كه با دسته هاي گل به خانه اش ميرفتند ، چهره ي تكيده و مهربانش را مي بوسيدند و او با لبخند به اين بوسه هاي لبريز از صفا و محبت پاسخ مي داد ، شگفت زده مي شد از اينكه مي ديد بر خلاف تصور ، جوانان اورا مي شناسند و دوستش دارند . افسوس كه ( فاخته ) ي خوشخوان و هنر مند ، ديگر آن حال و حوصله ي گذشته را نداشت ، مي توانست بخواند و خود مي گفت " اين چشمه در من خشك نشده ، شوق خواندن نمانده " .
سرانجام ، غروب روز پنجشنبه هفدم اسفند ماه 1368 جهان را بدرود گفت و پرنده ي روح ( فاخته ) به آسمانها پر كشيد . مراسم تشييع شكوهمندي برگزار شد و پيكر آن روانشاد از برابرتالار وحدت ( رودكي ) با بدرقه ي هزاران تن شيفتگان موسيقي ملي ودوستان به امامزاده طاهر كرج منتقل و در كنار دوست ديرين و همنواي هنر آفرينش ، سلطان آواز شادروان غلامحسين بنان به خاك سپرده شد.
روانش شاد و يادش جاودانه باد
محسن نعمتی
استاد جلال الدین تاج اصفهانی در 1275 شمسی در اصفهان پایتخت فرهنگ و هنر ایران چشم به جهان گشود. در شناسنامه تاریخ تولد وی را 1282 ثبت کردند.
پدرش اسماعیل تاج الواعظین اهل وعظ بود، و نوایی خوش داشت. تاج اصفهانی، موسیقی را نزد پدرش، سیدرحیم اصفهانی، نایب اسدالله اصفهانی، حسین ساعتساز (خضوعی)، حبیب شاطر حاجی و حسین طاهرزاده اصفهانی فراگرفت.
این بلبل دستان سرای ایرانی پیرو مکتب اصفهان بود، شعر را اول تحویل شنونده میداد و بعد تحریر میزد. مناسب خوان بود، یعنی شعری را برای خواندن برمیگزید که متناسب با حال و هوای مجلس باشد، در مجلس شادی، شعر اندوهناک نمیخواند. خلاقیت و ابتکار او زیاد بود، شعر و موسیقی را به هم میآمیخت. بیشتر از اشعار سعدی میخواند چراکه سعدی، قدرت پیچش با آواز را بیشتر دارد تا اشعار حافظ و مولوی.
قدرت حنجرهاش شگفتانگیز بود اما همواره به شاگردانش میگفت: روستا شش دانگش خوب است، و صدا دو دانگش کافی است. از شاگردان مستقیم او میتوان به اصغر شاه زیدی و علی رضا افتخاری اشاره کرد. محمد رضا شجریان و حسین خواجه امیری مشهور به ایرج از شاگردان غیر مستقیم او به شمار میروند.
ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، حسین یاحقی، اکبرخان نوروزی، غلامرضا سارنگ، جلیل شهناز و پدرش شعبان شهناز، حسن کسایی و علی تجویدی افتخار داشتهاند که همراه با صدای تاج این هزاردستان گلزار هنر ایران بنوازند.
استاد جلال الدین همائی میگوید:
سرود سعدی و آواز تاج و ساز صبا / بتاج و تخت کیانی مده که مختصر است
استاد تاج در 13 آذر 1360 به دیار باقی شتافت و در مزارستان تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. اشعار سنگ مزارش سروده منوچهر قدسی است و خط آن را نصرالله معین کتابت کرده است.
آن سالها، روزهای سختی بود، سایه شوم جنگ بر همه چیز دیده میشد. اما از آن زمان تا کنون، هر ساله مردم قدردان، هنردوست و هنریار اصفهان بر مزار این خواننده مردمی گرد هم میآیند و یاد صدای گرم و خوش آهنگش را گرامی میدارند. گاه محمدرضا شجریان، مراتب، علیرضا افتخاری، محمد بطلانی و اصغر شاهزیدی نیز میآیند و مجلس را گرمتر میکنند. پس از مدتی نیز بقعه کوچکی بر سر مزار تاج به پا کردند.
تاج و نغمه داوودی او به ویژه برای مردم اصفهان همچون یک اسطوره است، او مرد عجیبی بود و زندگی شگفت انگیزی داشت، انسان بود و خوش اخلاق. کوچه تاج میان خیابانهای اردیبهشت و آذر هنوز یاد او را زنده نگاه میدارد.
اما صفحه گرامافونهای هیزمسترویس، پولیفون و نوار کاستهای به جا مانده از او نمیتوانند شکوه صدای او را برای شنوندگان امروزی روایت کنند، پدرم میگویند: صدای او هیچ وقت پشت میکروفن خوب از آب درنیامد. این مسأله میکروفن، درباره دیگران نیز اتفاق افتاده است. فهمی عمر یکی از مجریان مشهور رادیوی مصر، شیخ صدیق منشاوی قاری برجسته مصری را قانع کرد که از زادگاه خود منشات به قاهره برود، و صدایش را در برابر میکروفن بیازماید. این آزمایش نتیجه خوبی دربر نداشت، و صدای شیخ در برابر میکروفن، از کیفیت خوبی برخوردار نشد. محمود سعدنی در کتاب الحان السماء مینویسد: «صداها مانند صورتها هستند. برخی از صورتهای زیبا، در تصویر، جالب نمیشوند و بعضی از صداهای زیبا برای میکروفن، خوب نیستند. عکس این قضیه نیز صادق است».
با این حال نوار مرغ سحر ناله سحر کن و اذان تاج برای شنیدن پیشنهاد میشود. تصنیف اصفهان اثر ملک الشعرای بهار در روزگار تبعید در اصفهان نیز از مشهورترین آثار تاج به شمار میرود:
به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی / به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
خوانندگان اصفهان / آوازخوانان اصفهان / هنرمندان اصفهان / هنر آواز / آوازخوانی / هنرمندان قدیمی رادیو / مؤذنان قدیم ایران / قاریان قدیم /


محسن نعمتی
محسن نعمتی
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما – من سالار عقیلی متولد سال 1356 – تهران. از سن 8 سالگی به موسیقی علاقه مند شدم و از طریق مادرم و برادرم که پیانو می نواختند با سازهای مختلفی چون پیانو – تنبک و ... آشنا شدم و نزدیک به 22 سال است که عاشقانه در راه موسیقی گام بر می دارم و کوچک ترین وقفه ای هم در این راه نیفتاده است.
در
سال 1372 وارد هنرستان موسیقی شدم در آن جا با اساتید مختلف موسیقی آشنا و
با دیپلم سنتور از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شدم. از سال دوم به بعد به
آواز ایرانی علاقه مند شدم و خدمت استاد صدیق تعریف رسیدم و ردیف آوازی را
نزد ایشان فرا گرفتم و حدودا 6 سال نزد ایشان تلمذ کردم .شما
با اشخاص و چهره های خاصی فعالیت کردید از ان نمونه ها می توان کار با
آقای ارشد طهماسبی – ارکستر ملی – ارکستر ملل – گروه دستان را نام برد .
خود شما در رابطه با کارنامه ی کاری خود چه احساسی دارید؟
من
اصولا کم کار هستم یعنی سعی می کنم کمتر کار کنم ولی کاری که انجام می دهم
جزو آثار ماندگار باشد.من با اساتید موسیقی ایران کار می کنم سعی من تا به
حال بر این بوده با چهره هایی کار کنم که جایگاه خاصی در جامعه هنری داشته
باشند.
من 12 سال است که کار حرفه ای موسیقی انجام می دهم و در
این مدت 3 اثر از من بیشتر منتشر نشده است : 1) عشق ماند با اهنگسازی اقای
ارشد طهماسبی 2) سایه های سبز باز هم با اهنگسازی آقای ارشد طهماسبی 3)
دریای بی پایان گروه دستان و چند کار هم با ارکستر ملی دارم که قرار است
منتشر شود و 2 کار دیگر هم با گروه دستان به نام های سعدی نامه و به نام
گل سرخ که هر دو در دستگاه چهار گاه است.
هیچ وقت سعی نکردم کار
سطحی انجام بدهم و به قولی کاری ضبط کنیم و پولی به جیب بزنیم با این تفکر
کاملا مخالف هستم از نظر من جایگاه هنر والاتر از این حرف هاست که بخواهید
مادیات را در آن دخیل کنیم.
بعضی ها در این تفکراند که هر چه بیشتر
کار تولید کنند و کنسرت دهند معروف تر خواهند شد که این صد در صد اشتباه
است. مثال می زنم: اثری به نام مرا ببوس با صدای آقای گل نراقی – تمام
مردم ایران این اثر را حفظ هستند. کیفیت کار مهم است نه کمیت ان.
همان
طور که فرمودید زندگی شما بر مبنای موسیقی بنا شده و اداره می شود و این
موضوع- یعنی مجموعه ی ساعت ها کار متوالی و یک پشتیبان همیشه در زندگی شما
وجود داشته که اگر آن نباشد شما آسوده نمی توانید به کار خود بپردازید شما
جز معدود هنرمندانی هستید که همسری هم سو و هم راه خود دارید همسری که خود
اهل موسیقی و هنر است کمی درباره ی همسرتان صحبت کنید؟
همسر
من ( خانم حریر شریعت زاده ) نوازنده پیانو هستند ایشان در حال حاضر در
بین جوان ها تنها کسی هستند که سبک مرتضی خان محجوبی را در پیانو می
نوازند.
همسرم در پیشرفت من خیلی تاثیر گذار بوده اند . می دانید
کار ما طوری ست که مثلا یک شب مجبور می شویم تا 5 صبح در استودیو باشیم یا
چند ماهی را دور از وطن مشغول اجرای کنسرت باشیم. هر خانمی به عنوان همسر
نمی تواند این مسائل را بپذیرد. ولی ما همدیگر را درک کردیم و یک چهار
چوبی را برای خودمان تعیین کردیم.
ما از اول همه کار هایمان تقریبا با هم بوده و حتی باعث اولین کنسرت زندگی من هم ایشان بودند.
خب آقای عقیلی گفتنی ها خیلی زیاد است اما زمان یاری نمی کند از خودتان می خواهم اگر حرف نگفته ای دارید بیان کنید؟
من
تشکر می کنم از شما که این فرصت را در اختیار من گذاشتید و امیدوارم که
روز به روز هنر مملکت ما رو به ترقی و پیشرفت باشد و مسولین و منولیان هنر
هم به این موضوع بها دهند و این حمایت فقط یک طرفه جانب مردم نباشد زیرا
مردم هم از توان محدودی برخوردار هستند.
هنر باید از حمایت همه
جانبه دولت صورت بگیرد و تنها خواهش من همین است که به هنرمندانی که لیاقت
دارند و کار جدی انجام می دهند اهمیت دهند تا وطن ما به جایگاه خاص هنری
خود دست یابد.
محسن نعمتی
سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است .
در برخی از آثار که باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است .
تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراک هنرها دارد که بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است .
آثار موسیقی که تاکنون از او منتشر شده است عبارتند از :
نینوا, باغ ارغوان , وصل مستان , شمس الضحی , یاد یار , آفاق عشق ( خسرو
شیرین , لیلی مجنون ), طریقت عشق , شرح فراق , آئینه رو , دل آرا , بی
نشان , نگاه آسمانی , نرگس مست , بوی بهشت , شهر آشنائی , رویای وصل ,
وداع , عشق و مستی , نازنین یار , ماه نو و آئینه و آه و .......
تا کنون کنسرت های موسیقی موفقی در کشورهای فرانسه , انگلستان , سوئیس , هلند , آلمان , یونان , اسپانیا , چین , ترکیه , کره , کانادا , آمریکا, و روسیه داشته است .
در فرازی از یکی از مصاحبه های هنری چنین اظهار میدارد : من خود را شاگرد کوچک مدارج نخستین آستان هنر می دانم و امیدوارم تا آخر عمر خاک پای اساتید عارف و عاشق این دیار سرمه چشم من باشد.
محسن نعمتی


محسن نعمتی
زندگی نامه شهرام ناظری

شهرام ناظری در سال
۱۳۲۸ (۱۹۵۰ میلادی) در خانواده ای هنردوست، در کرمانشاه به دنیا آمد. از
کودکی و زیر نظر پدرش، آموزش های اولیه موسیقی و آواز را فرا گرفت.
پس
از آن تحت تعلیم نورعلی خان برومند آثار گذشتگان موسیقی را فرا گرفت و
همزمان برای تکمیل ردیف آوازی از محضر استاد زندهیاد عبدالله خان دوامی
نکتهها آموخت.
وی همچنین از محضر استادانی چون محمود کریمی، محمدرضا شجریان، عبدالعلی وزیری و حسین قوامی نیز نکتهها و ظرایف آوازی را فرا گرفت.
در
همین دوران بود که وی با استاد داریوش صفوت آشنا شد و به گفته خود آقای
صفوت آن توصیه معروف را به وی کرد که « صدای تو اساطیری است و مبادا که
این صدا را با چیزی دیگر بیامیزی»
ناظری همزمان با آموختن آواز به
آموختن ساز سه تار هم پرداخت و از جمله کسانی بودکه بیشترین حشر ونشر را
با استاد نامدار سه تار، استاد احمد عبادی داشت و نیز در این مسیر از دانش
و تواناییهای استادانی چون محمود تاجبخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی
(سازنده معروف سه تار) نیز نکتهها آموخت، ضمن آنکه در دورهای که رضا
قاسمی در آلبوم گل صدبرگ با ناظری همکاری میکرد، از وی هم نکات قابل
اعتنایی فرا گرفت.

نقطه عطف اول کاری
شهرام ناظری را باید در ضربی شوشتری و تصنیف معروف کاروان شهید جستجو کرد.
این اثر را استاد محمد رضا لطفی ساخته و ناظری در مایه شوشتری خوانده است.
کار فضایی حماسی دارد و استفاده از مثنوی معروف هوشنگ ابتهاج سایه در
این کار، وجهی تراژیک به آن بخشیده است. صدای ناظری در این اثر پر انرژی و
جوان و جسور است و در بخشهای اوج کار، حماسی و تاثیرگذار. این اثر بعدها
تحت عنوان چاووش ۷ منتشر شد.
ناظری همراه استاد لطفی مثنوی معروف
سایه را در دستگاه ماهور هم خواند که تنها نسخهای از آن گاه به گاه از
تلویزیون پخش میشود. اورتور(درآمد) این کار و ضربیای که آواز ناظری روی
آن خوانده میشود، در آلبوم چاووش ۶ با صدای آقای شجریان هم خوانده شده
است. آلبومی که تصنیف معروف ایران هم در ادامه این آواز و ضربی آمده است.
در
همین دوران وی آواز شور را با کمانچه مرحوم بهاری و نیز همراهی سنتور
پرویز مشکاتیان میخواند. آواز این کار یکی از درخشانترین آوازهای ناظری
است، که در کمتر اثر دیگری تکرار شده است.
صدایی در اوج و حماسی که
همنوازی پر و پیمان استاد زنده یاد بهاری به آن وجه و صبغه دیگری داده
است؛ آوازی با مطلع شعری «چندین شب و خاموشی ، وقت است که برخیزیم/ وین
آتش پنهان را با صبح در آمیزیم»
این اثر به همراه تصنیف معروف «مرا
عاشق» با آهنگسازی آقای مشکاتیان بعدها در آلبومی که به نام لاله بهار (به
یاد ملکالشعرای بهار) کار شده بود، انتشار مییابد.
پس از آن وی گل
صد برگ را در اوایل دهه شصت به بازار موسیقی عرضه می کند. کاری مشترک با
جلال ذوالفنون و البته رضا قاسمی که بر روی طرح این کار زحمات فراوانی صرف
کرد و حتی بخش عمده ایده این کار را باید از آن وی دانست تا ذوالفنون.
این اثر دو ویژگی داشت، اول معرفی و عمومی کردن ساز سه تار و دف و دیگری وجه حماسی کار.

بعدها وی
آلبوم آتش در نیستان را با جلال ذوالفنون اجرا میکند که استفاده از اشعار
مولانا در این اثر هم از جمله ویژگیهای کار به شمار میرود. کاری که
میتوان آن را تداوم منطقی گل صدبرگ به شمار آورد و نشان داد که ناظری
علاوه بر آواز دستی چیره در تصنیفسازی و ذهنی بکر برای پروردن برخی
ملودیهای جذاب و دلنشین دارد.
پیش از این کار البته ناظری با کیخسرو
پورناظری آلبوم«صدای سخن عشق» را کار کرده بود که این اثر خود سنگ بنایی
شد برای کارهایی که بعدها با گروهنوازی ساز تنبور انتشار یافت که نقطه
عطف آن را باید در«آلبوم مهتاب رو» دانست که تصنیفی خیرهکننده را در آن
شاهدیم.
این تصنیف نمونه شاخص و تکامل یافته تصانیفی است که بعدها به
جریان موسیقی عرفانی یا سماع شهره شدند. تصنیفی که اوج و فرودهای منحصر به
فردی دارد و به خوبی روی شعر مولانا نشسته و ناظری آن را به نیکوترین وجه
اجراکرده است.
نقطه عطف بعدی کار ناظری با آلبوم شورانگیز حسین
علیزاده شکل گرفت. اثری که خود به لحاظ استفاده از فرمها و ابداعات تازه
در موسیقی ایرانی کاری نو و متفاوت است و از ذهن پیچیده و مبدع علیزاده
دراین کار خبر میدهد.
این اثر ابتدا در تالار وحدت اجرا شد و عواید
آن هم به زلزلهزدگان استان گیلان اختصاص یافت و علاوه بر ناظری، صدیق
تعریف هم آن را خواند. اما وقتی آلبوم شور انگیز منتشر شد، تنها صدای
ناظری زینت بخش آن بود.
ناظری در این اثر هم یکی از زیباترین آوازهای
خود را خواند. آوازی در مایه بیات ترک با شعری معروف از مولانا: «دگر باره
بشوریدم، بدان سانم به جان تو / که هر بندی که بر بندی، بدرانم، به جان
تود»
پس از این دوران ناظری با گروه دستان همکاری میکند که نقطه عطف
آن را باید در آلبوم « سفر به دیگر سو» جست و جو کرد. این آلبوم نمونهای
شاخص از تحول در ریتم و سرعت در موسیقی سنتیاست، شاخصی که گروه دستان و
به خصوص حمید متبسم پایهگذار آن بود و اکنون به ژانری غالب در گروهنوازی
موسیقی سنتی تبدیل شدهاست.
خود ناظری هم در گفتگویی گفته است که سفر
به دیگر سو مهمترین کار وی در عرصه موسیقی و به نوعی مانیفست کاری وی به
شمار میرود. اثری که ناظری سعی کرد در آن فرمهای آوازی تازه ای را با
الهام از ساختار موسیقی ردیفی و موسیقی نواحی ایران به کار گیرد.
در این دوران ناظری همکاریهایی هم باگروه کامکارها داشته است که حاصل آن در آلبومی منتشر شده است.

پس از این
دوران هم ناظری همکاریهایی با لوریس چکناوریان انجام داده است که کارهای
چکناوریان اصولا ژانری متفاوت دارد. همچنانکه کاری که وی با کامبیز روشن
روان انجام داده است نیز فضایی متفاوت با آثاری دارد که ناظری با دیگر
هنرمندان انجام دادهاست.
این کارها فضایی ارکسترال دارد. کارهایی که
با زمستان اخوان (باآهنگسازی محمد رضا درویشی) شروع و سپس با «در گلستانه»
سهراب سپهری (با آهنگسازی هوشنگ کامکار) ادامه یافت و در نهایت با
ساقینامه کامبیز روشن روان و همکاریای که با چکناوریان و ارکستر سمفونیک
داشته به پایان رسید.
اگر چه در گلستانه و زمستان آثاری هستند که وی برای نخستین بار آواز را در شعر نو تجربه میکند.
از
چند سال قبل نیز ناظری همکاریهایی را با فرزندش حافظ انجام داده است که
از جمله آنها کنسرتی بود که با وی در کاخ سعد آباد تهران داشت.
حافظ
البته بعدها هم با پدرش کنسرتهایی در آمریکا داشت که به دلیل نشنیدن این
کارها نمیتوان درباره آنها قضاوت کرد، اما حافظ هم در همان کنسرت تهران
نشان داد که خطی جدی در موسیقی را دنبال میکند؛ خطی که امیدواریم با
آموختههایی که وی از غرب به ارمغان میآورد، حداقل تفاوت و تنوعی را به
پیکره موسیقی ما تزریق کند.
از اواسط دهه هقتاد ناظری به همکاری با گروه کامکارها پرداخت که حاصل آن انتشار آلبوم کنسرت مشترک وی با این گروه بود.
ناظری در زمینه آوازهای قدیمی ایران هم تجربههایی دارد که در آلبوم آواز اساطیر آن را عرضه عمومی کرد.
ناظری در چند سال گذشته کنسرتهای بسیاری را در ایران و خارج از ایران اجرا کردهاست.
هم
اکنون با مطرح کردن شکلی از آواز در پی اشاعه و گسترش این نوع از آواز
است، و در این راه کنسرتهای بسیاری اجرا کرده که کنسرت با گروه کامکارها
را میتوان نام برد.
ناظری سال گذشته توانست نشان صاحب منصبی موسیقی
یا همان لژیون دنور را از دولت فرانسه دریافت کند و از اواخر سال گذشته هم
کنسرتهایی را در آمریکا اجرا کرد.
اجرای وی در سال ۸۵ در قونیه از
دیگر تلاشهای وی بود که در نهایت به برگزیده شدن وی و گروهش
انجامید.[شهرام ناظری و دریافت نشان لژیون دنور]
آخرین کار ناظری مولوی نام دارد که نیمی از کنسرت سال ۱۳۸۰ با فرزندش حافظ ناظری را شامل میشود.
محسن نعمتی
امين الله رشيدي متولد شهرستان كاشان، نخستين خواننده ايراني آشنا با خط
بين المللي موسيقي (نوت)هنر آموخته در كلاسهاي رايگان شبانه هنرستان
موسيقي ايران ،ساختمان قبلي تالار رودكي در سالهاي 1326 تا 1328 شمسي نزد
استادان موسي خوان معروفي و دكتر مهدي فروغ و پيش از اين تاريخ فراگيري
مقدمات تار نوازي نزد آقايان حسن نقشپور و مسعود معارفي و نيز آموزش خط و
نقاشي در مدت تحصيل در دبستان شاهپور و دبيرستان پهلوي كاشان از استاد علي
اكبر صناعتي و بعد از تحصيلات ادامه آموزش نقاشي ...
امين الله رشيدي متولد شهرستان كاشان، نخستين خواننده ايراني آشنا با خط
بين المللي موسيقي (نوت)هنر آموخته در كلاسهاي رايگان شبانه هنرستان
موسيقي ايران ،ساختمان قبلي تالار رودكي در سالهاي 1326 تا 1328 شمسي نزد
استادان موسي خوان معروفي و دكتر مهدي فروغ و پيش از اين تاريخ فراگيري
مقدمات تار نوازي نزد آقايان حسن نقشپور و مسعود معارفي و نيز آموزش خط و
نقاشي در مدت تحصيل در دبستان شاهپور و دبيرستان پهلوي كاشان از استاد علي
اكبر صناعتي و بعد از تحصيلات ادامه آموزش نقاشي در كاشان نزد آقايان
محمود دبير الصنايع و نقشپور نام برده تا رسيدن به مرحله طراحي.
آهنگ سازي و خوانندگي رشيدي در راديو تهران-ايران-از سال 1327 شمسي آغاز و
تا پايان سال 1344 بطور مداوم و مستمر ادامه داشته و در ظرف اين مدت بيش
از 120 آهنگ ساخته و با همكاري نوازندگان هنرمند،آقايان حبيب الله بديعي
،پرويز ياحقي،همايون خرم،عباس شاپوري،انوشيروان روحاني،رضا ياوري و جمعي
از عزيزهنرمندان در راديو اجرا نموده است.
او غير از آهنگ هايي
كه خود ساخته است ،تعدادي آهنگ(ترانه)از ديگر اساتيد موسيقي ايران همچون
آقايان موسي معروفي ،حسين يا حقي،علي تجويدي،همايون خرم،شاپور نياكان،عباس
زندي و ديگران را نيز به طور زنده و مستقيم در راديو خوانده است.
در حدود نيمي از آهنگ هاي ياد شده در سالهاي قبل از 1334،يعني پيش از
رسيدن ظبط صوت به ايران در راديو اجرا شده و بدين جهت اثري از آنها برجاي
نمانده است.اما بخشي از نيم ديگر آن آثار از سال 1378 تا اين زمان در 5
كاست و cd بنامهاي (عطرگيسو)و(من عشقم)و(افسونگر)و(دلم تنگ است،چاوشی)با
... از قطعه (چاووشي)سروده مهدي اخوان ثالث و چشم شب محتوي 50 آهنگ
–ترانه و آواز-در ایران منتشر شده است- و دو كاست بنامهاي (شهر افسانه ها
)و(زمستان) در سال آينده انتشار خواهد يافت.
اشعار ترانه هاي
ياد شده را شاعران و ترانه سرايان مشهور ارجمند ايران ،آقايان ابوالقاسم
حالت،رهي معيري،فريدون مشيري،مهرداد اوستا،تورج نگهبان،بيژن ترقي،دكتر
مهدي حميدي شيرازي،عبداله الفت،پرويز وكيلي و ... سروده اند.
رشيدي آهنگهاي بسياري نيز روي اشعار شاعران نو پرداز ،آقايان مهدي اخوان
ثالث،نادر نادر پور،فريدون مشيري،نيما يوشيج،منچهر آتشي،نصرت رحماني و
ديگران ساخته كه فقط يكي از آنها –زمستان-سروده مهدي اخوان ثالث براي
اولين بار در سال 1348 بوسيله اركستر يزرگ راديو ايران بخوانندگي خانم
پروين و تنظيم سيروس شهردار اجرا و پخش شده و اميد است درآينده بقيه آن
آهنگها بوسيله خود رشيدي يا ديگر خوانندگان اجرا گردد.
شغل اصلي
رشيدي سردفتري اسناد رسمي بوده است.او داراي دو فرزند دختر و پسر بنامهاي
افسانه و صباح است كه داراي ذوق موسيقي هستند.رشيدي در نويسندگي و شاعري
نيز دستي دارد . اشعار بعضي از ترانه هايش را منجمله (دريا)خود ساخته
است.سفرنامه اي از او بنام (از كاشان تا كاناري،جزائر قناري)محتوي گزارش
سفرهاي متعدد او به كشورهاي اروپا تا جزائر قناري با چاشني طنز و انتقاد و
شعر و موسيقي در سال 1372 توسط انتشارات سنائي تهران و دومين كتابش بنام
(خاطره ها و نغمه ها-عطر گيسو)محتوي بخشي از نيم قرن خاطرات راديويي هنري
و يادداشتهاي ادبي،اجتماعي و سياسي و مطالبي نو و ناگفته در ارتباط با هنر
مندان موسيقي و نويسندگان و شاعران معروف ايران با چاپي نفيس در 650 صفحه
و 260 تصوير از آنان بوسيله انتشارات عطايي تهران درمعرض نظر و مطالعه
علاقمندان به هنر و ادبيات قرار گرفته است.
اين كتاب با اداي
احترام به فرهيختگان جهان موسيقي –بعنوان مقدمه- شروع و با اتو بيو گرافي
نويسنده به شيوه اي خاص ،ابتكاري،طنز آميز و محاكمه مانند ادامه يافت وبا
گزارشات ويژه اي در دودهه 30 و 40 در راديو ايران در مورد هنر مندان ،ظهور
برنامه (گلها) و شان نزول آن ،انجاك سه كدتاي هنري در راديو ايران و
همچنين گزارشي مفصل و پرهيجان در مورد مسابقه و جدال بين مدعيان شعر نو و
كهن در نيم قرن اخير ،كارنامه مطبوعات در سالهاي 1340 تا 1350 .
ياد داشتهايي در باره دكتر محمد مصدق ،اسرار..محمد مسعود مدير روزنامه
مردامروز و مطالب متنوع ديگري در هر زمينه در اين كتاب منتشر شده و
سرانجام با نوت ها و اشعار 38 آهنگ –ترانه-در كاست هاي نامبرده پايان
ميگيرد.
با نظري گذرا بر مطالب خاطره ها و نغمه ها چنين بر مي آيد
كه اين هنر مند كاشاني در اكثر هنرهاي رايج زمان كم و بيش دستي داشته و
نمونه هايي از آن هنرها در اين كتاب منعكس شده است و ميتوان گفت كه چاپ
كتابي با اين فرم و محتوي ،آنهم از طرف يك هنرمند اهل موسيقي ،كم سابقه و
اين ،نمايانگر دلبستگي و علاقه شديد مولف بموسيقي و ادبيات ايران و ساير
هنرهاست و از نظري ديگر ساده نويسي ،صداقت ،حقگوئي و بت شكني نيز وجه
مناسب (خاطره ها و نغمه ها)است.
كتاب نامبرده دو شاخه
ديگر نيز دارد .اولي دلبستگي عميق نويسنده به زادگاه خود ،شهر كاشان است
كه در سرتاسر كتاب بمناسبتهايي خاص از ضرب المثلها ،خاطرات مربوط به
هنرمندان مشهور كاشاني الاصل نام ميبرد و دومين ،ارادت مخصوصي است كه مولف
نسبت به نويسندگان و محققين ارجمند ايران ،امثال پروفسور فضل الله رضا
،دكتر شفيعي كدكني،مهدي اخوان ثالث ،نجف دريابندري و بالاخص دكتر باستاني
پاريزي دارد كه در موارد بسيار در جهت تاييد نظرات خود از نوشته هاي ايشان
مدد ميگيرد.
جلد دوم کتاب خاطره ها و نغمه ها در 700 صفحه تخت
عنوان "تا مرزهای بی سرانجامی"در مرحله حروف چینی است و امید است که تا
چند ماه دیگر چاپ و منتشر گردد.
محسن نعمتی

|
1319
|
تولد اول مهر ماه در مشهد
|
|
1324
|
اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت
|
|
1326
|
ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
|
|
1327
|
اموختن تلاوت قران در نزد پدر
|
|
1328
|
شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.
|
|
1329
|
اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.
|
|
1331
|
تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.
|
|
1332
|
قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.
|
|
1334
|
شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.
|
|
1336
|
ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان
اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای
مقدماتی در مشهد).
|
|
1338
|
اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قرائت قران برای رادیو به طور افتخاری.
|
|
1339
|
دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدام در اموزش و پرورش
و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با
سنتور.
|
|
1340
|
اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع
سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر
ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.
|
|
1341
|
جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.
|
|
1342
|
انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان
مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن
اولین سنتور خود با چوب توت.
|
|
1344
|
تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه
بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و
تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما
مشهد.
|
|
1345
|
انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبستان مذکور.
|
|
1346
|
تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به
تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران.
اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل
مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد
سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که
با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در
رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در
رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز
ایشان.
|
|
1347
|
انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.
|
|
1348
|
تولد دختر سوم مژگان در 27 اردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و
شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به
همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت
در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه
یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.
|
|
1349
|
اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی
((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن
خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط)
ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن
خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).
|
|
1350
|
اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و
اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ
ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.
|
|
1351
|
شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در
رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد
استاد عبدالله دوامی.برگزاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و
هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.
|
|
1352
|
اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی
سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر
جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و
گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.
|
|
1353
|
سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد
احمد عبادی . سفر به چین و ژاپن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو
پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو
کشور.
|
|
1354
|
تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو
و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت
منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی
موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.
|
|
1355
|
شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه,
حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ
ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و
فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی
کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس
فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود
استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی
ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط
تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.
|
|
1356
|
اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه
شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) .
کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار
برنامه های خود.
|
|
1357
|
احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای
بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در
تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت
های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).
|
|
1358
|
اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در
منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های
فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای
موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و
انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی .
کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی
در ابان ماه.
|
|
1359
|
فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو
عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم
پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار :
راز دل انتظار دل).
|
|
1361
|
اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و
ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی
- اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد
|
|
1362
|
اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.
|
|
1364
|
اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).
|
|
1365
|
انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق))
(ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی
در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.
|
|
1366
|
اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...
|
|
1367
|
برگزاری سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).
|
|
1368
|
اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در
اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری))
در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت
در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی
, تار طلایی و تنبک شمیرانی.
|
|
1369
|
سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر
تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به
همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج.
کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی
((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا).
کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج
دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.
|
|
1370
|
برگزاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای
افتخاری برای مردم جنوب شهر تهران در فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق
تهران) در اسفند ماه.برگزاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل
ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول
خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار
نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت
گزیده)).
|
|
1371
|
ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله
ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان (
اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن
تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای
((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
|
|
1372
|
انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان ((
محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی
16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در
کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.
|
|
1373
|
اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.
|
|
1374
|
کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه
اوا.برگزاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابان ماه.اجرای موسیقی
((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,((
گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی
((در خیال)).
|
|
1375
|
درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی
((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی
((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).
|
|
1376
|
تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور
کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با
همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای
موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن,
المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای
دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).
|
|
1377
|
اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا.
برگزاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار
((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار
موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).
|
|
1378
|
اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش
اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو، دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر
کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان))
. اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).
|
|
1379
|
انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز
ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی
اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و
((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به
همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان.
|
|
1381
|
اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در
کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون
شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا
شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا. محسن نعمتی |
محسن نعمتی
استاد بزرگ و شاعر گرانقدر
بيژن ترقي
دارفاني را وداع گفت
وبلاگ كما اين غم بزرگ بر دل هنرايران نشسته را به تمام دوستداران
هنر تسليت عرض مي كند.
طبق اخباراستاد در روز شنبه ۵ ارديبهشت در منزلشان بدرود حيات
گفته و در قطعه ي هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
ولادت : ۱۳۰۸ وفات : ۱۳۸۸
محسن نعمتی
سلام بر همه ی دوستان عزیزم از اینکه مدتی در خدمتتان نبودم خیلی عذر می خواهم .
بله دوستان یک بهار دیگر هم از راه رسید و این عمر انسان است که مثل باد می گذرد
و خداوند متعال را شاکریم که باز توانستیم در بهار و عیدی دیگر در خدمتتان باشیم.
باعث می شود من به کارم ادامه بدهم.
محسن نعمتی
چون در آن هنگام (پس از سرازیر شدن آریاییان به ایران) در برپا داشتن آیینهای کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمیشد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنانکه بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشتههای آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشتهاست. [۱]
اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» (خنیای باستانی ایرانی) حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از«موسیقی ایران باستان» و یا بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، بندرت استفاده میشود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراطوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوتهائی که ابداع و نواخته شده، میباشند. گفته میشود ابزار موسیقی مانند «باربت»ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته است.
از هیردوتوس نقل است که در دوران امپراطوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشتهاست. او میگوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بودهاست. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.
اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان میباشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاهها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بودهاست. الگو:واقعیت بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه «خنیاً میباشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شدهاست. باربد کبیر که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراطوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام» سلطنتی خسروانی«شناخته میشود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نامهای فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشتهاند، »دستگاههاً از زمانهای باستان زبان به زبان به امروز رسیدهاند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودیها احتمالا بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئلهای غیر اخلاقی میدانستند، از بین رفتهاند.
موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گوئی بوده و اساس آن یک سری از مدلها قیاسی و تن هائی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان («استاد») دارای ارتباط سنتی بودهاند که در قرن بیستم و بموازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاهها و هنرستانها، رو بزوال نهادند.
هر یک فهرست بیش از دویست سری («ردیف») به ملودیهای کوچکتر با نام «گوشه» تقسیم میشوند که خود این گوشهها نیز به دوازده دستگاه تقسیم میشوند. هر «گوشه» و دستگاه
نام انفرادی مخصوص بخود را دارند. یک نمایش مرسوم از «پیش درآمد» (مقدمه
اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ)، «چهار مضراب» (وزن دار) تعداد
انتخابی «گوشه» (حرکات). بصورت غیر مرسوم، این قسمتها را میتوان تغییر
داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶-۱۵۰۲)،
نواختن گوشههای پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در
حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته میشوند که مایه تاسف است. بسیاری از
ملودیها و مدها مربوط به مقامها ترکی و موسیقی عربی
میباشند: باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری
ایران، سرزمینهای تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر
چه اکثر حاکمان عرب فعالیتهای مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند،
دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب
تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب اعظم موسیقی
میخواندند. بیش از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این
واقعیت است که ملودیهای موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی
مقیاسها و مدهای ایرانی هستند.
اساس موسیقی سنتی بر صوت استوار است. سرایندگان نقشی اساسی را دارا
میباشند: او تصمیم میگیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی
مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید
با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده
داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع
آلت ضربی همراهی گردد. البته میتوان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا
داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که
نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت
سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محلهای مزین شده به پشتی و گلیم نواخته
میگردید. گاهی در این محلها شمع روشن میکردند. گروه نوازندگان و سراینده
نوع دستگاه و اینکه کدام گوشهها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی، مشخص مینمودند.
قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از "اوستاً کتاب دینی
پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته میشد که با آن حال و هوا
همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث»
(عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه
چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاثها از
یک تا هفت زمزمه مینمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت)
جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی.
شکسته) برای بیان داستانها در باره خطا کاران استفاده میشدهاند. حالت
«همایون» در هنگام نماز صبح اجرا میگشت. اکثر این حالتها، بجز احتمالا
«شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علیرغم وجود
این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به
«زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند. هنگامی که اسلام بعنوان مذهب
مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعدها دلسرد
کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مدها بود. موسیقی سنتی تا قرن
بیستم در دادگاهها نواخته میگردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی
قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته میشد.
شایان ذکر است که چند تحرک احتمالا باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی
هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به
عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به
آن نگاه میشد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولا
بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزلهای بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصا حافظ و جلال الدین رومی
سروده شده بودند.علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنجها
خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچهاست که امروزه بسیاری از یادبودهای
آن مانند گوشه ها(حسینی جامه دران شبدیز...)گواه این مدعاست.
محسن نعمتی
ميخوانيد:محسن نعمتی
روز را خورشید می سازد و روزگارش را ما
در کلبه ی ما سفره ی ارباب و فقیرانه جدا نیستدر حلقه ی ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست
کوه کندن فرهاد نه کاری است شگفت شور شیرین به سر هر که فتد کوه کن است
محسن نعمتی
محسن نعمتی
آهنگساز : علی تجویدی
شاعر : معینی کرمانشاهی
دستگاه : شور (دشتی)جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگيرم
سنـــــــگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم
مو به مو دارم سخن ها
نـــکته ها از انجمن ها
بشنـــو ای سنگ بيابان
بشنويــد ای باد و باران
با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون
جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگيرم
سنـــــــگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم
مو به مو دارم سخن ها
نـــکته ها از انجمن ها
بشنـــو ای سنگ بيابان
بشنويــد ای باد و باران
با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون
شمع خود سوزی چو من
در مــــــــــــــيان انجمن
گاهی اگر آهی کشد دلها بسوزد
گاهی اگر آهی کشد دلها بسوزد
يک چنين آتش به جان
مصلحت باشــــد همان
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد
من يکـــی مجنون ديگر
در پی ليـــــلای خويشم
عاشق ايـــــن شور حال
عشق بی پروای خويشم
تا به ســــويش ره سپارم
سر ز مــــــستی بر ندارم
من پريشان حال و دلخون
با هـــــمين دنيای خويشم
جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگيرم
سنـــــــگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم
مو به مو دارم سخن ها
نـــکته ها از انجمن ها
بشنـــو ای سنگ بيابان
بشنويــد ای باد و باران
با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون