موسیقی اصیل

هفتمين جشنواره موسيقي استان فارس در حالي به پايان رسيد كه امسال ، سال متفاوتي بود . هم از نظر كيفي و استقبال گروه ها و هم بلحاظ داوري جشنواره . هميشه ذهن ما مشغول اين قضيه بود كه اگر كسي استقبال نكند بخصوص پيشكسوتان و اهالي قديمي تر موسيقي فارس ، رفته رفته سطح كيفي جشنواره كاهش پيدا ميكند و اين براي فارس كه ايرانيان و غير ايرانيان ، آن را دياري فرهنگي و هنري ميدانند زيبنده نيست . چون جشنواره هاي زيادي در استانهاي كشور برگزار مي شود كه خوب هم هزينه ميكنند و خوب هم استقبال مي شود . من هميشه به دوستان اهل موسيقي شيراز گفته ام كه بايد حضور يافت تا جوانتر ها هم راغب شوند و خوشبختانه شاهد اين حضور هستيم و اميدواريم دوستان ديگري كه احساس ميكنند جشنواره براي انها نيست هم سال آينده شركت كنند . از ديگر نقاط قوت جشنواره هفتم ، حضور شهرام ناظري بعنوان هنرمندي سرشناس بهمراه حسين عليزاده و مسعود شناسا در تركيب داوري جشنواره بود . اين بسيار دلگرم كننده است و اميدوار كننده كه همينجا بايد از حضرت ايشان بخاطر اين فروتني و حضور ، سپاسگزار بود . ما كه افتخار ميكنيم اينها مفاخر فرهنگي ما هستند . به هر حال از زحمات انجمن موسيقي فارس ، مجموعه اداره كل ارشاد ، حوزه ي هنري و همه دست اندركاران برگزاري خوب اين جشنواره و رسانه ها و سايت ها قدرداني مي كنيم و به دوستاني كه برتر جشنواره شدند تبريك ميگوييم و براي گروههاي ديگر كه حقيقتا همت كردند و كارهاي قابل قبولي ارائه نمودند هم آرزوي سربلندي داريم . به اميد تعالي هنر موسيقي فارس و شيراز .

دانلود ویژه ولادت حضرت محمد(ص):
/ صلی الله علی محمد(کریمی)/ ای شور تو در دلها (کریمی)
/ آسمانها غرق نور
/ ازمکه شفق احمد سرزد(کریمی)
/ آروم نداره قلبم (کریمی)
/ ای گل داور (کریمی)
دانلود ویژه ولادت امام جعفر صادق(ص):
/ شبی که زمین ترانه خونه (کریمی-محمد الفصولی)
/ دلتنگ امام صادق (کریمی)
/ صادق آل پیمبری (طاهری)
آلبوم بیکلام HARMONICA اجرای سازدهنی توسط هنرمندان مختلف

دانلود آلبوم بیکلام HARMONICA اجرای سازدهنی توسط هنرمندان مختلف
سازهای موسیقی ایرانی
سازهای نواحی ایران شامل دو بخش می باشد:
- بخش اول سازهای نواحی استان کرمان است که شامل جوغ، چوغرو، جاریگ، درک، انواع مختلف دایره و دف، انواع دهل و جره، انواع نقاره، تمبک محلی، کوزک، سنج انگشتی، کرپ، کرنا، انواع مختلف سورنا، سفید مهره، انواع نی محلی، نی لبک، فلوت محلی، نی جفتو، فیقو، سوتک، شاخ نفیر، بلبون، چنگ، چنگ قوطی و یروتی است.
- بخش دوم نیز شامل گزیدهای از سازهای نواحی سایر استان های کشور است که اکثراً دارای قدمت قابل توجهی هستند؛ به طوری که حتی تعدادی از آنها جزء سازهای منسوخ شده به حساب میآیند.
علاوه بر این تقسیم بندی هر یک از این بخشها از نظر سازشناسی در دستههای سازهای زهی زخمهای و کمانی، سازهای بادی زبانهدار و بی زبانه و سازهای کوبهای خودصدا و پوستصدا مرتب شدهاند.
انواع سازهای ایرانی و ساختمان انها[ویرایش]
از حیث جنس سه نوعند: - فلزی - سفالی - چوبی و از لحاظ نوع وشکل تولیدصوت به سه گروه تقسيم میشوند:
- سازهای زهی مانند:
- سازهای بادی: فلوت، نی، قره نی، نی انبان، کرنا، با لابان، وزله، سرنا، نفیر، دونیه، شمشال
- سازهای ضربی: دایره، دهل، تنبک، نقاره، سنج، طاس ، دف
طبقه بندی شدهاند . صدای حاصل از یک ساز به جنس و شکل ساختمان آن و طبعا" به ساخت صحیح و دقیق آن بستگی دارد .
سازهای فلزی که معمولا" از جنس برنج یا مس هستند، به طریق "ریخته گری یا چکش کاری" ساخته میشوند . سازهای سفالی، همانطور که از نام آن پیداست از جنس سفال ( گل رس پخته شده ) میباشد . برخی تنبکها و سازهای بومی مانند طاسهای پوستی و فاقد پوست از سفال – دستی یا با چرخ ساخته میشوند .
سازهای چوبی به طریق "تراش و برش" ساخته میشوند . این گروه از سازها بیشترین و متنوع ترین سازها را درخود جای میدهد و آنجا که سخن از نواختن یا ساختن سازهای ایرانی است بیشتر این سازها در ذهن تداعی میگردد . اکثریت سازهای زهی و برخی سازهای ضربهای به این روش ساخته میشوند
تار
| زنی در حال نواختن تار نقاشی در هشت بهشت اصفهان ۱۶۶۹. | ||||||
|
تار از سازهای زهی و ایرانی [۱][۲][۳][۴][۵][۶]است که با زخمه نواخته میشود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند افغانستان، تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و دیگر نواحی نزدیک قفقاز برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها و بخشها رایج است.[۷][۸][۹]واژه تار خودش در فارسی به معنی رشته است. هرچند که ممکن است معنی یکسانی در زبانهای تحت تاثیر فارسی و یا دیگر زبانهای ایرانی تبار مثل کردی داشته باشد. این باعث شده است که کارشناسان ایرانی بر این باور باشند که تار ریشه مشترکی میان همه اقوام ایرانی تبار در جایی که از سوی ایرانیکا با قاطعیت به نام قاره فرهنگی ایرانیان نامیده شده دارد.[۱۰]
در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار میرود.
سازهای موسیقی ایرانی
سازهای نواحی ایران شامل دو بخش می باشد:
- بخش اول سازهای نواحی استان کرمان است که شامل جوغ، چوغرو، جاریگ، درک، انواع مختلف دایره و دف، انواع دهل و جره، انواع نقاره، تمبک محلی، کوزک، سنج انگشتی، کرپ، کرنا، انواع مختلف سورنا، سفید مهره، انواع نی محلی، نی لبک، فلوت محلی، نی جفتو، فیقو، سوتک، شاخ نفیر، بلبون، چنگ، چنگ قوطی و یروتی است.
- بخش دوم نیز شامل گزیدهای از سازهای نواحی سایر استان های کشور است که اکثراً دارای قدمت قابل توجهی هستند؛ به طوری که حتی تعدادی از آنها جزء سازهای منسوخ شده به حساب میآیند.
علاوه بر این تقسیم بندی هر یک از این بخشها از نظر سازشناسی در دستههای سازهای زهی زخمهای و کمانی، سازهای بادی زبانهدار و بی زبانه و سازهای کوبهای خودصدا و پوستصدا مرتب شدهاند.
انواع سازهای ایرانی و ساختمان انها
از حیث جنس سه نوعند: - فلزی - سفالی - چوبی و از لحاظ نوع وشکل تولیدصوت به سه گروه تقسيم میشوند:
- سازهای زهی مانند:
- سازهای بادی: فلوت، نی، قره نی، نی انبان، کرنا، با لابان، وزله، سرنا، نفیر، دونیه، شمشال
- سازهای ضربی: دایره، دهل، تنبک، نقاره، سنج، طاس ، دف
طبقه بندی شدهاند . صدای حاصل از یک ساز به جنس و شکل ساختمان آن و طبعا" به ساخت صحیح و دقیق آن بستگی دارد .
سازهای فلزی که معمولا" از جنس برنج یا مس هستند، به طریق "ریخته گری یا چکش کاری" ساخته میشوند . سازهای سفالی، همانطور که از نام آن پیداست از جنس سفال ( گل رس پخته شده ) میباشد . برخی تنبکها و سازهای بومی مانند طاسهای پوستی و فاقد پوست از سفال – دستی یا با چرخ ساخته میشوند .
سازهای چوبی به طریق "تراش و برش" ساخته میشوند . این گروه از سازها بیشترین و متنوع ترین سازها را درخود جای میدهد و آنجا که سخن از نواختن یا ساختن سازهای ایرانی است بیشتر این سازها در ذهن تداعی میگردد . اکثریت سازهای زهی و برخی سازهای ضربهای به این روش ساخته میشوند
موسیقی سنتی ایرانی
| جزئیات | |
|---|---|
| منطقه | آسیا و اقیانوسیه |
| اطلاعات یونسکو | |
| کد | ۰۰۲۷۹ |
| تاریخ ثبت | ۲۰۰۹ |
| معیار | R.1 R.2 2.3 2.4.R.5 |
| پانویس | |
| میراث فرهنگی | |
| هنر ایرانی |
|---|
| هنرهای تجسمی |
| هنرهای تزئینی |
| ادبیات |
| هنر اجرا |
|
| هنر |
موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاهها، نغمهها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشینتر، سادهتر و قابلفهم تر بودهاست امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشتهاند، از موسیقیدانها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان میتوان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| جزئیات | |
|---|---|
| منطقه | آسیا و اقیانوسیه |
| اطلاعات یونسکو | |
| کد | ۰۰۲۷۹ |
| تاریخ ثبت | ۲۰۰۹ |
| معیار | R.1 R.2 2.3 2.4.R.5 |
| پانویس | |
| میراث فرهنگی | |
| هنر ایرانی |
|---|
| هنرهای تجسمی |
| هنرهای تزئینی |
| ادبیات |
| هنر اجرا |
|
| هنر |
موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاهها، نغمهها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشینتر، سادهتر و قابلفهم تر بودهاست امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشتهاند، از موسیقیدانها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان میتوان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.
محتویات
[نهفتن]تاریخچه[ویرایش]
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا میپرداختند. در اوستا بخش یسناها آمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان میکردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بودهاست، همچنین در جشنهای طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژهای اجرا میشد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانههایی به نام هوره در جنگها و جشنها اجرا میکردند که امروزه در ایلام و سرزمینهای غرب ایران با همین نام رایج است. در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقیدانهایی زیر نظر وزیر دربار خرم باش کار میکردند. در جشنهای بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگهای گوناگون اجرا میکردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایکوبی مردم به ایران آورد.
| نبد هیچ مانند بهرام گور | به داد و بزرگی و فرهنگ و زور |
موسقیدانان ایران باستان[ویرایش]
مشهورترین موسیقیدانهای این دوران قبل از اسلام به شرح زیر بودند
باربد برای هر روز هفته نوایی ساخت که به هفت خسروانی معروف است. همچنین برای هر روز ماه سی لحن یا سی دستان و برای ۳۶۰ روز سال غیر از پنجه دزدیده، ۳۶۰ آهنگ یا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران که در ردیف موسیقی ایرانی است از ساختههای نکیسا است که با چنگ نواختهاست. دستان دیگری به نام دستگاه راست است که باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاههای هفتگانه موسیقی ایرانی است، همچنین باید به آهنگها و دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید، ماه بر کوهان (ماه بالای کوهسار)، کین ایرج، سوگ سیاوش و گنج باد، گنج کاووس، تخت تاقدیس، فرخ روز، سوگ شیدیز و باغ شیرین اشاره کرد.[۱]
موسیقیدانان بعد از اسلام[ویرایش]
در ایران بعد از اسلام با اینکه موسیقی در اسلام نهی شده بود، با این حال دانشمندان اسلامی و موسیقیدانان بزرگ ایرانی درباره هنر موسیقی کتابها و نگارشهایی دارند.
رباب
|
رُباب یک ساز قدیمی است که خاستگاه آن شرق و جنوب شرق ایران قدیم که هماکنون در قسمتهای سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی میباشد. ساز اخیر قبلا دو سیم داشته که بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شدهاست. این ساز با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز آن را کمانچه مینامیم. از نوازندگان این ساز در ایران میتوان به استاد بیژن کامکار و استاد حسین علیزاده اشاره کرد.
اجزاء تشکیل دهنده
رباب مجموعا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شدهاست، شکم در واقع جعبهای به شکل خربزهاست که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفتهاست. سینه نیز جعبهای مثلث شکل است که سطح جلویی آن، تا اندازهای گرده ماهی و از جنس چوب است. در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار میگیرد)، هفت گوشی تبعیه شده که سیمهای تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده میشوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پائینی)، پنجرهای دایرهای شکل ساخته شدهاست. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن، حدود ده «دستان» بسته میشود و بالاخره در سر ساز، مانند، تار جعبه گوشیها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شدهاست، سطح جانبی جعبه گوشیها کمی به طرف عقب ادامه یافتهاست.
تعداد سیمهای رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیمهای جفت با یکدیگر همصوت کوک میشوند، سیمهای رباب در قدیم از روده ساخته میشده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون میسازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد. رباب اساسا سازی محلی است و در نواحی خراسان و مرز افغانستان معمول است
سازهای موسیقی ایرانی
- بخش اول سازهای نواحی استان کرمان است که شامل جوغ، چوغرو، جاریگ، درک، انواع مختلف دایره و دف، انواع دهل و جره، انواع نقاره، تمبک محلی، کوزک، سنج انگشتی، کرپ، کرنا، انواع مختلف سورنا، سفید مهره، انواع نی محلی، نی لبک، فلوت محلی، نی جفتو، فیقو، سوتک، شاخ نفیر، بلبون، چنگ، چنگ قوطی و یروتی است.
- بخش دوم نیز شامل گزیدهای از سازهای نواحی سایر استان های کشور است که اکثراً دارای قدمت قابل توجهی هستند؛ به طوری که حتی تعدادی از آنها جزء سازهای منسوخ شده به حساب میآیند.
علاوه بر این تقسیم بندی هر یک از این بخشها از نظر سازشناسی در دستههای سازهای زهی زخمهای و کمانی، سازهای بادی زبانهدار و بی زبانه و سازهای کوبهای خودصدا و پوستصدا مرتب شدهاند.
انواع سازهای ایرانی و ساختمان انها[ویرایش]
از حیث جنس سه نوعند: - فلزی - سفالی - چوبی و از لحاظ نوع وشکل تولیدصوت به سه گروه تقسيم میشوند:
- سازهای زهی مانند:
- سازهای بادی: فلوت، نی، قره نی، نی انبان، کرنا، با لابان، وزله، سرنا، نفیر، دونیه، شمشال
- سازهای ضربی: دایره، دهل، تنبک، نقاره، سنج، طاس ، دف
طبقه بندی شدهاند . صدای حاصل از یک ساز به جنس و شکل ساختمان آن و طبعا" به ساخت صحیح و دقیق آن بستگی دارد .
سازهای فلزی که معمولا" از جنس برنج یا مس هستند، به طریق "ریخته گری یا چکش کاری" ساخته میشوند . سازهای سفالی، همانطور که از نام آن پیداست از جنس سفال ( گل رس پخته شده ) میباشد . برخی تنبکها و سازهای بومی مانند طاسهای پوستی و فاقد پوست از سفال – دستی یا با چرخ ساخته میشوند .
سازهای چوبی به طریق "تراش و برش" ساخته میشوند . این گروه از سازها بیشترین و متنوع ترین سازها را درخود جای میدهد و آنجا که سخن از نواختن یا ساختن سازهای ایرانی است بیشتر این سازها در ذهن تداعی میگردد . اکثریت سازهای زهی و برخی سازهای ضربهای به این روش ساخته میشوند
سازهای موسیقی ایرانی
- بخش اول سازهای نواحی استان کرمان است که شامل جوغ، چوغرو، جاریگ، درک، انواع مختلف دایره و دف، انواع دهل و جره، انواع نقاره، تمبک محلی، کوزک، سنج انگشتی، کرپ، کرنا، انواع مختلف سورنا، سفید مهره، انواع نی محلی، نی لبک، فلوت محلی، نی جفتو، فیقو، سوتک، شاخ نفیر، بلبون، چنگ، چنگ قوطی و یروتی است.
- بخش دوم نیز شامل گزیدهای از سازهای نواحی سایر استان های کشور است که اکثراً دارای قدمت قابل توجهی هستند؛ به طوری که حتی تعدادی از آنها جزء سازهای منسوخ شده به حساب میآیند.
علاوه بر این تقسیم بندی هر یک از این بخشها از نظر سازشناسی در دستههای سازهای زهی زخمهای و کمانی، سازهای بادی زبانهدار و بی زبانه و سازهای کوبهای خودصدا و پوستصدا مرتب شدهاند.
انواع سازهای ایرانی و ساختمان انها
از حیث جنس سه نوعند: - فلزی - سفالی - چوبی و از لحاظ نوع وشکل تولیدصوت به سه گروه تقسيم میشوند:
- سازهای زهی مانند:
- سازهای بادی: فلوت، نی، قره نی، نی انبان، کرنا، با لابان، وزله، سرنا، نفیر، دونیه، شمشال
- سازهای ضربی: دایره، دهل، تنبک، نقاره، سنج، طاس ، دف
طبقه بندی شدهاند . صدای حاصل از یک ساز به جنس و شکل ساختمان آن و طبعا" به ساخت صحیح و دقیق آن بستگی دارد .
سازهای فلزی که معمولا" از جنس برنج یا مس هستند، به طریق "ریخته گری یا چکش کاری" ساخته میشوند . سازهای سفالی، همانطور که از نام آن پیداست از جنس سفال ( گل رس پخته شده ) میباشد . برخی تنبکها و سازهای بومی مانند طاسهای پوستی و فاقد پوست از سفال – دستی یا با چرخ ساخته میشوند .
سازهای چوبی به طریق "تراش و برش" ساخته میشوند . این گروه از سازها بیشترین و متنوع ترین سازها را درخود جای میدهد و آنجا که سخن از نواختن یا ساختن سازهای ایرانی است بیشتر این سازها در ذهن تداعی میگردد . اکثریت سازهای زهی و برخی سازهای ضربهای به این روش ساخته میشوند
دانلود بخشی از کنسرت محمد معتمدی و گروه سیلک - فستیوال بابل مٍد 2013 فرانسه
موسیقی سنتی ایرانی
دیوان (ساز)
این ساز در اندازههای مختلف ساخته میشود که سایز کوچک آنرا (جرا) سایز متوسط آنرا {دسته کوتاه ) و سایز بزرگ آن را باغلامای دسته بلند (دیوان) است (در ایران بین دسته بلند و دبوان فرقی قایل نیستند ولی پردههای دیوان کمی بلندتر است و کاسه ای بزرگتر دارد) که کاسهای بسیار بزرگتر از سهتار دارد. این ساز شامل ۷ سیم در ۳ ردیف میباشد.همچنین دارای ۲۳ پرده یا ری میباشد.البته ساز دیوان اصلی دارای 9 سیم میباشد یعنی هر ردیف دارای 3 سیم میباشد و بوسیله ی مضراب پلاستیکی کوچکی نواخته میشود.در میان ترکان سازی بزرگتر از دیوان وجود دارد که به آن ساز میدان میگویند.کاسه دیوان چون بسیار بزرگ است نمی توان آن را به صورت یک تکه ساخت و کاسه آن را به صورت پروانه ای یعنی چسباندن تکههای هلالی شکل چوب خم شده می سازند.چوب آن معمولاً از جنس توت سیاه یا گردو یا سرخ دار و یا گلابی و غیره ساخته می شود.
رباب
ساز عود
در مورد تاریخچه ساز عود میتوانید به سایتهایی چون ویکی پدیا، سایت شخصی مجید ناظم پور، سایت کنسرواتوار موسیقی تهران و نیز پایان نامه های دانشجویی نوازندگان عود مراجعه فرمایید.
دف، یکی از سازهای کوبهای در موسیقی ایرانی است.
در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته میشد خمک یا خمبک میگفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمک یا خمبک میگفتند.[نیازمند ارجاع دقیق]
دفهایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه میکردند و مینواختند. زنگهای دف را جلاجل میگفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره مینواختند جلاجل زن میگفتند.
در ایران کهن جلاجل وسیلهای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگهایی بر آن میبستند و در جنگها به کار میبردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.
دف را که بر آن زنگوله تعبیه میکنند دف زنگی میگویند.
پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک و قصبات در مجالس عیش و سرور به کار میبردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سالهای اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایجتر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آوردهاند.[سیامک عزیززاده] از نوازندگانی است که ضمن رعایت نکات اصیل در دف نوازی، مقام ها را بطور کامل در کتاب[ آموزش دف از مبتدی تا عالی ] نت نویسی کرده است. این کتاب نخستین اثر خلاق آموزش دف در قالب قطعات می باشد. از نوازندگان صاحب سبک آن میتوان بیژن کامکار و مسعود حبیبی را نام برد که استاد کامکار نقش به سزایی را در شخصیت دادن به این ساز در موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است و استاد حبیبی با ابداع شیوه مدرنی در نوازندگی این ساز آن را بصورت کاملا اصولی و تکنیکی مانند دیگر سازها در آورده است.
نوازندگان دف : بیژن کامکار،عماد توحیدی،مهرداد کریم خاوری، مسعود حبیبی، احمد خاک طینت، سیامک عزیززاده،پژمان حدادی، پژهام اخواص، حافظ ناظری، سیاوش ناظری ، مهدی سنگی کرمانشاهی و ....
سازدهنی
از سایر سازهای این خانواده میتوان ملودیکا (Melodica)، کنسرتینا (Concertina) و آکاردئون (Accordion) را نام برد. شاید برخی مواقع متوجه شباهت موجود بین صدای سازدهنی و آکاردئون شده باشید. این شباهت در جنس صدا، در واقع به خاطر شباهت در ساختمان این سازها و نحوه تولید صوت در آنها است.
قانون (ساز)
سازی است متعلق به خانوادهٔ قدیمی سیتار (Cythare)، که در سدههای میانه تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا برده شد. این ساز دارای یک جعبهٔ چوبی به شکل ذوزنقهاست که به وسیلهٔ دو انگشت سبابه و دو مضراب (که میان حلقهای که به انگشت کردهاند و خود انگشت قرار میگیرند) نواخته میشود. در بخشهای سازشناسی متون کهن موسیقی به سازی سه گوش، بیرون ساعد، با سطحی مجرد تنها، دارای هفتاد و دو وتر آن یک کوک میگرفته با تاری از ابریشم و گاه از روده و گاه از مفتول سیم اشارت رفتهاست که همانند چنگ نواخته میشدهاست. قانون از سازهایی است که از کهن در موسیقی ایرانی به کار میرفته و توانایی بیان گوشههای موسیقی ایرانی را دارد. ولی مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای همجوار سالها است که ازاین ساز استفاده شدهاست. کمابیش از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقیدانان ایرانی به اجرای این ساز روی آوردهاند.
آشنایی با ساز سه تار
سهتار و انواع سازهای شبیه بهآن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشتهاست. برخی از جمله عدهای از عرفا به آن «اوتار» نیز میگویند.
شکل ظاهری این تار مانند تنبور است با این تفاوت که دارای کاسهای کوچکتر میباشد. سطح کاسه سه تار چوبی است.
سه تار امروزی چهار سیم دارد. این ساز با ناخن انگشت اشاره دست راست نواخته میشود. سه تار سازی است که هم بهصورت تک نوازی و هم در گروه نوازی ها مورد استفاده قرار میگیرد.
وسعت سه تار نزدیک به 3 اکتاو است. سه تار را از خانواده تنبور قلمداد میکنند و امروزه در مقایسه به تار نردیکتر است و معمولا نوازندگان تار با ساز سه تار نیز آشنایی دارند.
این ساز در حالت نشسته به صورت افقی روی ران پا قرار میگیرد به نحوی که دسته آن در طرف چپ و کاسه آن در طرف راست نوازنده باشد.
نوازنده سر انگشتان دست چپ را روی پردههای (دستان) دسته حرکت میدهد و با ناخن انگشت سبابه دست راست بر زخمه میزند. سه تار را به علت سبکی وزن ایستاده هم مینوازند.
سهتار
سهتار پیشتر همخانواده با سازهایی چون دوتار و تنبور بوده است و امروزه به تار بسیار نزدیکتر است. در موسیقی دستگاهی ایران استفاده از سهتار بسیار رواج دارد؛ گرچه بیشتر برای تکنوازی مورد استفاده قرار میگیرد. این ساز برای هر دستگاه کوک ویژهای دارد ولی فاصلهٔ چهارم یا پنجم پایین رونده معمولا بین سیمهای اول و دوم ثابت است.
نوازندگان سهتار برای اجرای آن، در حالت نشسته روی زمین یا صندلی، کاسهٔ ساز را به صورت مورب و با زاویهٔ ۴۵ درجه روی ران راست قرار داده و با سر انگشتان دست چپ روی پردهها (دستانها)ی روی دستهٔ سهتار حرکت میکنند و با انگشت اشارهٔ دست راست خود به سیمها ضربه میرنند. معمولا برای نوازندگی فقط انگشتان اشاره، میانی، حلقه و در بعضی موارد انگشت کوچک دست چپ استفاده میشوند اما در آثار استادان، استفاده از انگشت شست برای پردهگیری روی سیم بم نیز کاربرد دارد.
در حین نوازندگی سهتار، میتوان با زخمهزدن نزدیک به خرک، صدا را کمی زبر و خشن کرد؛ و با انجام این کار نزدیک به گلوی ساز، صدایی نرم و ملایم و اصطلاحاً پختهتر تولید میشود.
آشنایی با ساز تار
تار یکی از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران است و از حدود 200 سال پیش، از آن به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی ایرانی نام برده شده است.
طول کلی این ساز حدود 95 سانتی متر است. نوازنده تار ایرانی در حالت نشسته ساز را به صورت افقی روی ران پا قرار میدهد، به طوری که دسته تار طرف چپ و کاسه طنینی طرف راست نوازنده قرار گیرد.
آشنایی با ساز تار
تار یکی از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران است و از حدود 200 سال پیش، از آن به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی ایرانی نام برده شده است.
طول کلی این ساز حدود 95 سانتی متر است. نوازنده تار ایرانی در حالت نشسته ساز را به صورت افقی روی ران پا قرار میدهد، به طوری که دسته تار طرف چپ و کاسه طنینی طرف راست نوازنده قرار گیرد.
نوازنده سر انگشتهای دست چپ را روی دستانهایی که در طول دسته تار بسته شده است حرکت میدهد و با مضرابی که در دست راست دارد به سیمها زخمه میزند.
تار از اواسط قرن ۱۸ میلادی با شمایل کنونیاش شناخته شده است. دستهای بلند متصل به کاسهای دو تکه (کاسه و نقاره) است که از کندهکاری در چوب درخت توت درست شده و لایه نازکی از پوست روی کاسهها کشیده شده است.
در قسمت دسته ۲۶ تا ۲۸ پرده قابل تنظیم وجود دارد. تار دارای 6 سیم از جنس فلز بوده و در ۳ دسته ۲ تایی روی آن کشیده شده است و بهوسیله مضراب (زخمهای از جنس برنج) نواخته میشود.
روی کاسه و نقاره تار پوست کشیده شده و خرک تار بر پوست کاسه تکیه کرده است. قسمت نقاره در انتهای بالائی به دسته (گردن) متصل شده است.
دسته تار بلند (45 تا 50 سانتیمتر) است و بر کنارههای سطح جلویی آن دو روکش استخوانی چسباندهاند.
دور دسته، دستانها (پردههائی عمود بر طول آن با فواصل معین) بسته شده، قطر هر دستان در اصوات اصلی دستگاههای موسیقی ایرانی، کمی بیشتر از اصوات گذرا و کم اهمیتتر این موسیقی است.
جعبه گوشی (سر) در انتهای بالائی دسته قرار گرفته و از هر طرف 3 گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شده است.
سیمهای 6 گانه عبارتند از: 2 سیم سفید (پائین) که همصدا کوک می شوند، 2 سیم زرد (همصدا)، یک سیم سفید نازک (به نام«زیر») و یک سیم زرد (بم) که دوتای آخری غالباً به فاصله اکتاو کوک میشوند.

فاصله سیمهای همصوت سفید، نسبت به سیمهای زرد غالباً «چهارم» و سیمهای سفید نسبت به سیم بم معمولاً فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل میدهند.
تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی 3 سانتیمتر نواخته میشود، در قسمتی از نصف طول مضراب، برای آنکه در دستهای نوازنده راحت قرار گیرد، با موم پوشیده شده است.
قسمتهای مختلف تار عبارتند از:
- کاسه طنینی: این کاسه از چوب یک تکه در دو حجم تو خالی (یکی بزرگتر و یکی کوچکتر) ساخته شده . قسمت بزرگ را کاسه و قسمت کوچک را نقاره میگویند. روی دهانههای باز کاسه و نقاره پوست میکشند. خرک را روی پوست کاسه قرار میدهند. جنس چوب این کاسهها معمولا از چوب درخت توت است.
- پوست: پوست تار از قسمت نازک پوست چهار پایانی مثل بره و بز تهیه میشود.
- خرک: خرک معمولا از جنس استخوان به کار رفته در روی دسته شیطانک به طول تقریبی 5 و ارتفاع 2 سانتی متر ساخته میشود که با دو پایههای کوچک خود روی پوست کاسه قرار میگیرد. سیمها هر یک جداگانه بر روی شیارهای کوچک خرک قرار میگیرند.
- دسته: دسته تار از چوبهای سخت مانند گردو یا توت به صورت لولهای توپُر به طول تقریبی 50 و قطر 4 سانتی متر ساخته میشود. دستانها(پرده) با فواصل معین روی آن بسته میشوند.
- سر پنجه و گوشی: سر پنجه یا جعبه کوک (جعبه گوشی) در ابتدای دسته قرار گرفته و 6 عدد گوشی روی آن نصب میشوند و بوسیله آن، سیمها کوک میشوند.
- شیطانک: قطعه استخوانی باریک و کم ارتفاع است. عرض آن به اندازه عرض دسته تار و ارتفاعش دو میلی متر است و دارای شیارهای کم عمقی است که سیمها هر یک از درون یکی از شیارها میگذرد و به طرف گوشی میروند.
- مضراب: مضراب قطعه ای است فلزی معمولا از جنس برنج، به طول تقریبی 3-4 سانتی متر و نیمی از طول آن که در دست نوازنده قرار میگیرد با موم پوشیده میشود.
- سیمها: تار دارای 6 سیم است که سیمهای اول و دوم از جنس فلزی سفید رنگ، سیمهای سوم و چهارم از جنس برنج، سیم پنجم(واخوان) فلز سفید رنگ و سیم ششم (بم) از جنس فلزی زرد رنگ است.
نوازندگان حاضر
- جلیل شهناز
- فرهنگ شریف
- هوشنگ ظریف
- فریدون حافظی
- محمدرضا لطفی
- حسین علیزاده
- محسن نفر
- داریوش طلایی
- کیوان ساکت
- داریوش پیرنیاکان
- حمید متبسم
- ارشد تهماسبی
- مجید درخشانی
- شهرام میرجلالی
- حمید طهماسیان
سازندگان تار
از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار میتوان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و رضا ژاله و پژوهشگر سازهای ایرانی استاد تسنیمی اشاره کرد.
تار
کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته میشود که هرچه این چوب کهنهتر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پردهها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه میشوند. شکل کاسهٔ تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشستهای است. تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیمهای آن بیشتر است. جنس خرک از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده میشود. از لحاظی ساز تار به سهتار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سهتار بالعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پردهها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است این پوست معمولا پوست جنین گاو می باشد ولی از پوست ماهی نیز می توان استفاده کرد. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند.
ساز ایرانی
هوا بس ناجوان مردانه سرد است!!!
آی آدم ها!!!
کجاست دستی که از گرم گاهه سینه میآید برون؟
کجاست دستی که چون دیواری ایستاده در پیشه چشمانت؟
کجاست؟
چقدر از خود پرسیدم:
هی آدمی چشمانت در پی کدامین غفلت آنچنان از خودت غافل شده اند که در حال کفر گویی ادعای فضل و ایمان میکنی؟
گویی حالی برایم نمانده است.تلاش نا به فرجام بیخود شدن های لحضه ای .وسالها دردی که سینه ام را میفشارد ولی به ناچار در همان سینه نحیف نگهش می دارم و با کسی نگویم که در خلوت خود چقدر برایم سخت میگذر این سالهای جدایی.
از که؟
بیان عیان میپرسی؟
چه کنم دیگر نفسی نماده است که خود گویم شرح درد اشتیاق!!
باشد که روزی تو گویی که مرا چگونه از پشت خواب های رطوبت گونه صبحگاهی خود دیده ای.
نگفتی ای رفیق بی کلک؟
یا شاید ....
موسیقی سنتی ایرانی
تاریخچه
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا میپرداختند. در اوستا بخش یسناها آمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان میکردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بودهاست، همچنین در جشنهای طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژهای اجرا میشد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانههایی به نام هوره در جنگها و جشنها اجرا میکردند که امروزه در ایلام و سرزمینهای غرب ایران با همین نام رایج است. در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقیدانهایی زیر نظر وزیر دربار خرم باش کار میکردند. در جشنهای بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگهای گوناگون اجرا میکردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایکوبی مردم به ایران آورد.
| نبد هیچ مانند بهرام گور | به داد و بزرگی و فرهنگ و زور |
به نام حضرت دوست خالق هستی